غلامحسين افضل الملك

80

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

كه هنوز آنجا را كوچهء آقا محمد دائى گويند . آقا ميرزا جعفر حكيم الهى هم از دانشمندان و نطّاقين و مترسّلين زبدهء روزگار بوده است كه اگر بخواهم شرح ايشان را بنگارم فرصتى خواهد كه من را مجال آن نيست ولى اين نكته را بايد بگويم كه فروغى اول هزار درجه اشعر از مشترى بوده است . احدى تاكنون به مثل شيخ سعدى ، جز ميرزا فروغى ، غزل‌سرائى نكرده و بعضى غزلهاى ميرزا فروغى بهتر از غزل‌هاى شيخ سعدى است . غزل‌هاى او را چاپ كرده‌اند هركس در شعرشناسى كامل باشد مرا تصديق مىكند . اكنون از اين جمل معترضه كناره جسته بقيهء احوال جناب ملك الشعرا را بايد بنگارم . ملك الشعراء با ذوق وافر و شوق متكاثرى كه دارد از خوردن باده طفره مىزند . چون خادم كشيك آستانهء رضويه است بايد در اعياد بآستانهء مباركه حاضر شده شعر بخواند لهذا منافات دارد كه او را بدكار دانند و شرابخوار خوانند . نوكرى آستانهء رضويه با رندى و عياشى و تجاهر بفسق منافات دارد . وقتى جمعى از اهل ذوق كه در خراسان بودند از ملك الشعراء پرسيدند كه چرا بباده‌گسارى اقدام ندارى و با اين شورى كه ترا در سر است چرا بادهء تلخ نمىنوشى . وى دو بيت را ارتجالا انشاء كرده و درباره نخوردن خود معذرت خواسته « 1 » دانى بكجا شراب مىبايد خورد * آنجا كه به مثل آب مىبايد خورد نه در بلدى كه بعد هر جرعهء مى * از پارهء دل كباب مىبايد خورد بعضى قصايد و اشعار جناب ملك الشعراء انشاء اللّه در چند ورق بعد در ذيل شرح دادن مجلس سلام حضرت و الا شاهزاده سلطانحسين ميرزاى نيّر الدوله والى خراسان نوشته خواهد شد . كنون بذكر ديگران بپردازيم . از بزرگوار مردم دانشمندى را كه در اين شهر ملاقات كردم و او در نظر من بسى گرانمايه و سنگين پايه آمد جناب مستطاب ميرزا داود اديب معروف بملاباشى است .

--> ( 1 ) - مؤلف در حاشيه نوشته است « بعضى چيزهاست كه نمىنگارم خداوند همه را بيامرزد » .