غلامحسين افضل الملك

71

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

شيبانى كه اصلا از كاشان و از طايفهء غفارى است بوده است . مرحوم فتح اللّه خان شيبانى صاحب « گنج گهر و درج درر » هستند مستغنى از تعرفهء بنده‌اند . ايشان تقريبا در سى سال قبل در خدمت مرحوم حاجى سلطان مراد ميرزاى حسام السلطنه والى و فرمانفرماى خراسان در مشهد مقدس بوده‌اند . روزى ملك الشعراء را در سن جوانى در جائى مىبيند كه كتابى از شعر مطالعه مىكند . فتح اللّه خان شيبانى استفسار مىكند كه ديوان كدام يك از شعرا را مطالعه ميكنى . ملك الشعراء ميگويد ديوان امير معزى است . مرحوم شيبانى او را تحسين مىكند و تمجيد ميآورد و ميگويد اى فرزند اگر خواهى كه شعر نيكو سرائى جز دواوين تركستانيان اشعار ديگران مخوان همه وقت اشعار اهل تركستان را بلع كن و سبك آنها را بحافظه بسپار و به بيانى ديگر همان الفاظ و معانى را بيرون آر كه مثل شعراء تركستان شعر گفته باشى . اين سخن در جناب ملك الشعراء اثر كرده و ثمر بخشيد . سبك شعر گفتن را به طرز تركستانيان قرار داد و دواوين آنها را برخواند تا كار را به جائى رسانيد كه من امروز او را شاعرى تركستانى ميدانم . اگرچه از ايشان اشعارى شنيده‌ام كه مثل اشعار اهل فارس و عراق بوده مثل پزشك‌نامه و بحران‌نامه و غيرها كه در ديوانشان ضبط است اما اغلب چكامه‌هاى ايشان بسبك اهل تركستان است . من از روى شعرشناسى و انصاف مىگويم در ايران پنجهزار شاعر موجود است ، ده يا دوازده يا پانزده نفر ايشان درين دوره نهايت امتياز را دارند . جناب ملك الشعراء در ميان اين ده يا پانزده نفر جزء نمرهء اولى هستند . ملك الشعراء در ابتدا [ ى ] جوانى بسبك تركستانيان شعر گفت تا خود را برتبه و امتياز دولتى و ملتى رسانيد و ابتداء ترقيات ايشان از اينقرار است كه من بعضى از آن مطالب را در سفرنامهء بيست سال قبل خود نگاشته و حال هم در اينجا اشارتى ميكنم . در زمان ايالت مرحوم مغفور شاهزادهء اعظم سلطانحسين ميرزا جلال الدوله « 1 »

--> ( 1 ) - سلطانحسين ميرزاى جلال الدوله پسر ناصر الدين شاه است ( متولد 1269 و متوفى 1285 ه . ق ) مدتى حكومت اصفهان را داشته است و بعد بحكومت خراسان -