غلامحسين افضل الملك
69
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
آن را كه به كار تو بگويد چه و چون بر * ايزد شودش سوى فنا راهنمونبر كاندر دو جهان نيست ترا جز به خدا كار * دستور خردمند ترا بخت قرين است زيرا كه امين شه و فرزند امين است « 1 » * بر ملك امين است و بر اسلام معين است پروردهء اخلاق ملك ناصر دين است * ميراث تو ز آن پادشهء عرش مكين است او را بسر و جان تو ايشاه يمين است * كز مهر تو زار آيد و از غير تو بيزار خويش برخ ما ، درِ فردوس گشوده است * عدلش همه گيتى را فردوس نموده است كلكش همه جا غاليه و عنبر سوده است * دين در كنفش رخت كشيده است و غنوده است قهرش سر بيدينان با تيغ دروده است * تا تيرگى از آينهء ملك زدوده است وز صارم دين شسته و پرداخته زنگار ديگر از كسان فاضل دانشمند كه قدوه شهر و نخبهء دهر بود و من از مجالست ايشان بسى اهتزاز داشتم حكيم دانشمند فاضل سربلند شاعر وقّاد و فاضل نقّاد جناب ميرزا محمد كاظم صبورى « 2 » ملك الشعراى آستانهء مقدسهء رضوى است . بيست سال قبل و دوازده سال قبل كه از تهران به اين شهر آمدم و چندى توقف داشتم ايشان با من ارتباطى تازه و اختلاطى بىاندازه داشتند . بيشتر اوقات باهم محشور و از صافى محبت يكديگر مسرور بوديم . در اين سفر هم كه مرا ملاقات كردند بسى اظهار مودّت و دعوتهاى بزرگ نمودند . به جهت بنده ضيافتهاى سنگين نموده اشخاص بزرگ اول نمرهء خراسان را دعوت كردند . خوانش مصداق و فيها « ما تشتهيه الأنفس و تلذّ الأعين » بود . پدر
--> ( 1 ) - مؤلف نوشته است . يعنى ابن مرحوم امين السلطان [ كه على اصغر خان پسر آقا ابراهيم امين السلطان باشد ] . ( 2 ) - ميرزا محمد كاظم صبورى پسر حاجى محمد باقر كاشانى ( متولد 1270 و متوفى 1322 ه . ق ) ملك الشعراى آستان قدس رضوى بوده است و پدر شاعر توانا ملك الشعراى بهار است كه سالها نمايندهء مجلس ، وزير فرهنگ و استاد دانشگاه بوده است و صاحب -