غلامحسين افضل الملك

47

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

اندكى فراز و نشيب دارد . در سر يك فرسخى مزرعه‌ايست كه چند خانوار و آب روانى دارد و موسوم به « چارسرشكى » است و جزء قريهء « سرده » است رعاياى سرده در اينجا زراعت ميكنند . در سر دو فرسخى و نيمى قريهء سرده است كه قهوه‌خانه و آبادى دارد و جزء موقوفات آستانهء رضويّه است . بعد از سرده كه نيم فرسخ گذرى يك دو نهر آب است كه آن را كال گويند و كال بمعنى رودخانه است . مالهاى باردار بصعوبت از آنجا حركت ميكنند . آن كال‌ها لاى دارد . پاى مال تا كمر فرو ميرود بايد از گذار مخصوص آن حركت كرد تا خطرى نباشد . در بين راه در اطراف و كنار جاده قراء و آبادى بسيار ديده مىشود . اما بعد از سرده دهاتى كه پهلوى جاده است اسامى آنها از قرار ذيل است . در سر چهار فرسخى « حسن‌آباد » حسن‌آباد قديم آباده بود ولى كنون سه خانوار و خيرات و قهوه‌خانهء داير دارد تازگى جناب نايب التوليهء عرب آن را خريده آبادش خواهد كرد . و بعد « نصرآباد » و بعد « ارزمنده » است . هنگام صبح به « نيشابور » رسيده در بيرون شهر در كاروانسراى شاه عباسى نزول كرده اتراق شد . سلخ جمادى الاولى و غرّهء جمادى الآخره در اين شهر توقف داشتيم در كاروانسراى شاه عباسى منزل كرديم . اين شهر مستغنى از تحرير و توصيف من است . مورخين و ژغرافيادانان ميدانند كه پيش چه بوده است و كنون چه مىباشد . مردمان خوب اين شهر كمتر از بد آنها است محل شهر قديم نيشابور كه بيهق جزء آن بوده است در « شادياخ » است . قبر عمر خيام در آنجا است و پيش از شادياخ شهر جاى ديگر بوده است كه بعد از چند سطر ديگر خواهم نوشت . مغول در وقتى كه شهر را خراب كردند محلّ شهر در شادياخ بوده است و پس از آن شهر حاليّه بنا شده است مرا تنبلى و عدم فرصت مانع است كه شرحى از نيشابور قديم و جديد بنگارم . همينقدر در

--> - است . از آثار خيريّهء او مدرسهء مستشار و آب‌انبارى است در بازار سرشور مشهد . براى شرح حال بيشتر او به كتاب شرح حال رجال ايران تأليف آقاى بامداد مراجعه فرمائيد ( صفحات 404 - 405 - 406 جلد سوم ) .