غلامحسين افضل الملك
35
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
شب سهشنبهء بيست و يكم از ميامى به طرف منزل « مياندشت » حركت كرديم . مسافت راه شش فرسنگ است در ابتداى راه خارج از جاده طرف دست راست برديف سه كلاته است كه سكنه ندارد اهل ميامى در آنجا درخت كاشته جزئى زراعت دارند . در سر يك فرسنگى قريهء « ابراهيمآباد » است ، خانوار بسيار و اشجار پربار دارد تازه احداثشده دو نهر آب از آنجا جارى است يك نهر آن متعلق به « زيدر » است . چشمه است و از كوه ميآيد ، چون چند سال است سكنهء زيدر از قلعه خارجشده جلاء وطن كردهاند ، رعاياى ابراهيمآباد آب چشمه را كه قليل است وارد نهر خود كرده باراضى ابراهيمآباد مىبرند . قهوهخانه در آنجا است . ديگر تا ميان دشت رستاقى و كلاته ديده نميشود در سر يك فرسخ و نيمى دهنهء زيدر است و قلعه دارد . در آن قلعه ديگر كسى ساكن نيست ولى سابقا در عهد ناصر الدين شاه اين قلعه را بامر دولت ساخته و در آنجا سى و چهل نفر تفنگچى گذاشته بودند كه اگر تركمانان دزد از طرف اراضى استرآباد به اين طرف بيايند و بخواهند راهزنى كنند و مال زوار را ببرند اين تفنگچيان ممانعت كنند و راه را محفوظ دارند . اين تفنگچيان كه ساكن قلعه زيدر بودند جيره و مرسومى داشتند كنون احدى از تفنگچيان در اينجا نيست و راه هم در كمال ايمنى است . در سر دو فرسخى قهوهخانه ساختهاند كه از قنات خرابهء آب شورى برميدارد و به مصرف مىرساند از قنات قطرهقطره آب ميآيد و قابل اعتناء نيست . از اينجا بايد از ميان كوه و درّه گذشت به قدر دو فرسخ امتداد اين راه است كه در ميان كوه و تپه واقع شده در سر چهار فرسخى باز بدون آبادانى و قلعه قهوهخانهايست كه چاه شش ذرعى در اينجا كنده آب شيرين ميآورد و به مصرف قهوهخانه مىرساند دو طرف اين قهوهخانه را كه بكنند آب شور و تلخ بيرون مىآيد اما در اين سرزمين آب شيرين بدست آمده است . زمين اينجا گويا استعدادى دارد كه پانزده پشته چاه تا لب جاده كنده شود ، و يك سنگ آب شيرين بيرون مىآيد . و در اراضى كوير اينجا رعايا زراعت كنند و قلعه بسازند . من در اينجا قدرى خستگى بيرون كرده سوار شدم و به « مياندشت » رسيدم . امروز در مياندشت توقف شد . مياندشت قريه و آبادى و قنات ندارد يك كاروانسراى شاه عباسى در اينجا