غلامحسين افضل الملك
172
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
اينجا ساخته كه مردم از سرما و گرما محفوظ هستند . و دو حوض انبار بسيار خوب در اينجا بنا كرده كه از آب باران پر مىشود و يك سالى بكاروانيان آب مىدهد خداوند بر چنين مردى جزاى خير دهد . شب سهشنبهء چهاردهم ربيع الآخر از منزل چهل پايه به طرف « دربند » حركت كرديم . مسافت راه شش فرسخ است . در سر دو فرسخى جائى است كه آن محل را « تهميدان » گويند . راه امشب هم اصل كوير و لوط است . در اين راه بسى مردم گم شده و به هلاكت رسيدهاند . مرحوم محمد اسمعيل خان وكيل الملك « 1 » نورى والى زمانهاى سابق كرمان يك عيالى داشته كه بكربلائيه معروفه « 2 » بوده است . وى از اين راه بمشهد مىرفته است . ديده است كه جاده در اين اراضى كوير در اكثر جاها كور مىشود و زوار از جاده خارج مىشوند و گم مىكردند ؛ لهذا مبالغى خرج كرده بنا و عمله آورده در مسافت اين شش فرسخ راه كه مردم عوام هفت فرسخ مىدانند در كنار جاده هشت ميل ساخته است كه عابرين سبيل بهواى ميل حركت كرده از جاده خارج نشوند . فاصلهء هر ميلى تا ميلى يك فرسخ كمتر است ولى بودن اين ميلها در شش شب قبل شش نفر در اين راه گم شده و بكوير افتاده و به هلاكت رسيدهاند و آن داستان از اين قرار است . عزيز اللّه نامى از اهل بلوك « خبيص » كه جزء كرمان است در تمام عمر چاروادار بوده و از كرمان بمشهد مقدس زوار و بار مىبرده است به شماره تا اين اوقات هفده سفر از اين راه بخراسان رفته و مراجعت كرده است . اين
--> ( 1 ) - آقاى مهدى بامداد در صفحهء 297 از جلد سوم كتاب شرح احوال رجال ايران در مورد محمد اسمعيل خان شرحى دارد كه خلاصهء آن نقل مىشود . محمد اسمعيل خان وكيل الملك نورى جد خاندان اسفنديارى كرمان در ابتدا مدت هشت سال در كرمان نايب الحكومه بوده و بعد به ايالتى كرمان مىرسد و به وكيل الملك ملقب مىشود . ( 2 ) - در اصل چنين و از اغلاط بسيار زشت زبان فارسى است چه هم قرينه براى مؤنث بودن قبلا ذكر شده است و هم كلمهء معروفه در اصطلاح معنى خوبى ندارد .