غلامحسين افضل الملك

161

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

نيستم همه چيز را به قيمت ارزان مىگفت . شش من سيب خوب مىآورد و بيك قران مىفروخت . پنج من زردآلو را بيك قران مىداد . شير را ارزان مىگفت . هرچه آورد بخوشروئى و خوش‌زبانى و ارزان فروخت . تمنّا كرد بباغ او ساعتى برويم و اندكى از گرماى ده برهيم . ما و اطفال و عيال بباغ او رفتيم و او فورا سيب و زردآلو براى ما آورد و بسى محبت كرد و بسى نجابت داشت . اهل اين قريه بسى با عفت و عصمت هستند و رسمشان اين است كه دختر را زود به شوهر ندهند تا دختر بسن سى و بيست و پنجسالگى نرسد او را به شوهر نخواهند داد . در اين ده براى كاروانيان كاروانسرا نيست اما قافلهء مختصر مىتواند در نزديك باغات و توى ده براحتى منزل كند و در وسط ده قلعه‌ايست كه بالاى تپه واقع شده و حالا ديگر آنجا اهالى مسكن نمىكنند . و دور قلعه منزل و باغات دارند . در توى آن قلعه بالاى تپه چشمه‌ايست كه هنوز هم موجود است . از قريهء دهوك راهى است كه تا شهر طبس چهارده فرسخ مسافت دارد . شب چهارشنبهء هشتم از دهوك به طرف « زنادقون » حركت كرديم . زنادقون در سر هفت فرسخى است و « عرب‌آباد » در سر شش فرسخى است . بعضى در زنادقون منزل مىكنند و پاره‌اى در عرب‌آباد رحل اقامت مىاندازند . هر دو جا آباد است . ما از براى بار افكندن عرب‌آباد را اختيار كرديم كه بين مسافت امشب و فردا شب قدرى تعديل شود . از دهوك كه حركت كرديم در سر يك فرسخى آب انبارى است . در سر دو فرسخ و نيمى هم آب انبارى ساخته‌اند كه كاروانيان در وسط راه از آنجا مشروب مىشوند . در سر شش فرسخى عرب‌آباد است آنجا فرود آمديم . در باغات آن ، نه در قلعه ، در زير درختان كهن منزل كرديم . اين مكان براى راحتى زوار و قافله خوب است . آب شيرين و روان دارد كه از سه فرسخى كوه مىآيد . آب انبار خوبى نزديك باغات ساخته‌اند كه آبش گوارا است . قريه و قلعهء عرب‌آباد ملك