غلامحسين افضل الملك
159
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
اجرت آنها را ادا مىكرده است . بعد از دو سال كه اين كاروانسرا را ساخته به كرمان رفته است . اين زن محترمه عجب شرافتى دارد و غريب همتى كرده كه در اين بيابان بىآبادى آمده و از شهر تون كه دو منزل مسافت دارد بنّا و عمله آورده و نان داده و اجرت بخشيده براى راحت مردم كاروانسرا ساخته است . بناى اين زن بر ابنيهء جميع مردان كه قوت و قدرت دارند بسى رجحان دارد . اين زن بسى شرف دارد كه از شوهر خود اولاد نداشته و طمع در مال نكرده بنفس نفيسهء خود در اين بيابان كه مردان از بىآبادانى به هلاكت مىرسند آمده و دو سال مانده و بدست خود نان پخته و به صد نفر مزدور داده و كاروانسرا ساخته است . اين زن بسى شرافت دارد كه بعلماء زمان رشوه نداده و باقى مال را خود نخورده و خود را به اين عذاب انداخته است . شاهزاده خانمهاى محترمهء اين زمان و نجباى ايران اين كار را نمىكنند كه خود را به اين ضرر و عذاب اندازند . اين زن حاجى كرمعلى شتردار چهگونه اين بزرگى و همراهى با شوهر كرده است كه من اينهمه در كار او تحيّر دارم « 1 » شنيدم كه اين زن پير شده و كنون در كرمان زنده است . اگر در كرمان رسيدم انشاء اللّه بسراغ او ميفرستم و در منزل خود دعوتش مىكنم و روبروى خواتين بزرگ به او فوق العاده بسى احترامات مىگذارم . گويا آن زن به چيزى احتياج نداشته باشد لكن اگر تمام دارائى مرا كه ناقابل است بخواهد به او تقديم مىكنم و اسم او را در اين كتاب مىنگارم كه در خيرات حسان « 2 » و مشاهير النساء ضبط شود .
--> ( 1 ) - مؤلف عبارات ذيل را نيز بدنبالهء مطلب نوشته و بعد خط زده است . براى تجليل از اين زن در اينجا ذكر مىشود . « من در عالم خود دعوى مردانگى و انصاف دارم و اشخاصى هم كه مرا شناختهاند تصديق مىكنند لكن فخر مىكنم كه لچك اين زن بسر من و سر مردان ايران باشد » . ( 2 ) - نام سه جلد كتاب است كه به اسم اعتماد السلطنه نوشته شده و خود ترجمه و اقتباس از يك كتاب عربى است .