غلامحسين افضل الملك
144
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
روز شنبه چهاردهم در اين شهر محض رفع خستگى اسبان سوارى و مالهاى بارى و خريدن برنج و روغن و ساير ملزومات از براى تهيه راه تا قريهء « ناى بند » توقف كرديم . من باطنا بسى شكر الهى بجا مىآوردم كه در اين شدت گرما با بار و كجاوه زياد بچههاى خردسالم در اينجا بسلامت رسيدند . و تا آخر عمر هر آن به اين شكرگزارى باقى هستم . روز شنبه با ميرزا تقى خان بحمام رفتم آب صاف بسيار خوبى داشت . از حمام بيرون آمديم نوكرها از دكاكين متفرقه اينجا كه در يك بازار جمع نيست پياز و روغن و برنج و گوشت و حبوب و بقول و تخم مرغ و كفش و تنباكو و قند و چاى و فلفل و زردچوبه و ساير لوازم خريدند . من با ميرزا تقى خان منشى به اطراف شهر بگردش رفتيم و به بعضى مساجد و مدارس وارد شديم . مسجد جامع و مسجد ديگرى كه صحن و شبستان خوبى دارد از قديم ساخته شده است بسيار دلگشا و خوش وضع و باطراوت است . در طاق شبستان بنا چنان آجركارى كرده و ظرافت و صنعت به كار برده است كه آدمى متحير مىشود . دو مسجد عالى بسيار خوب دارد و چند مدرسه هم داير است كه در هواى خنك طلاب جمع شده درس فقه و اصول مىخوانند ولى اين اوقات كه هوا گرم است درس طلاب متروك است . در اكثر كوچهها آب روان جارى است . چند آب شيرين از قنات دارد باوجوداين آبها باز اهالى محض خيرات در سر كوچهها و گذرها به قدر هفتصد آب انبار ساختهاند كه هر آب انبارى بسى عميق است . نزديك تكيه آب انبارى ديدم كه چهل زينه مىخورد و از پاشير آن آب برداشته مىشد . در اين شهر كه در زمستان براى يخچال يخ فراهم نمىآيد و در كوههاى اطراف هم در تابستان برف نيست كه به شهر بياورند لهذا چنين آب انبارهاى وسيع بسيار عميق محض خيرات در سر گذرها مىسازند و در فصل قوس و جدى آب در آن ميبندند در تابستان كه آب از آنجا برمىدارند مثل تگرگ سرد است و از برودت دندان افسرده مىشود . اين آب انبارها به حال اهل شهر مفيد است .