غلامحسين افضل الملك

141

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

آباد است . هزار خانوار دارد . بطور تفرقه نه به طرز جمع ، شصت دكان در اين قصبه موجود است خانه‌هاى خوب و درهاى عالى در اينجا ساخته‌اند . انار خوب و توت در اينجا به عمل ميآيد برگ خوب خراسان را از بجستان ميآورند برگهاى بسيار خوب دارد . در مشهد ارزان به فروش ميرسد ولى در بجستان گران ميدهند . زنان اينجا چادر شبهاى بسيار خوب مى - بافند . در اين قصبه چهار حمام است . برگ‌هاى خوب در اينجا خريديم . خواستيم اسب هم بخريم دو رأس خوب آوردند قيمت آن را گران ميدادند . نخريدم از جمله عجايبى كه من در اين قصبه ديدم اين بود : صبح در كاروانسرا كه وارد شدم در كنارى نشستم كه زنان جابجا شوند . ناگاه مردى را ديدم كه ميگويد تخم مرغ و انار دارم هركس خواهد بفروشم من گفتم اين مرد نادان است كه دعوى انار داشتن مىكند در اين فصل كه تازه انار گل داده است هيچ‌جا انار پيدا نميشود و از پارسال هم انار نمانده است با اين حال باز آن مرد را صدا كردم نزديك آمد زنبيل خود را باز كرد چند عدد تخم مرغ در آن ديدم و سه عدد انار درشت و خوب و بىعيب در آن يافتم گفتم ايمرد اين انارها را از كجا آورده‌اى . گفت از پارسال ذخيره نگاه داشته‌ام گفتم به چند ميفروشى . گفت سه انار دوازده پول ميفروشم . و من راضى بودم كه بسه قران بخرم از آن انارها را با تخم مرغها از او خريدم خيلى مشعوف شدم . كه در اين فصل ميوه در راه پيدا نميشود انارى پيدا مىشود كه به اطفال خود بدهم . انارها را شكافتم تمام بىعيب و آبدار بود . قدرى به ميرزا تقى خان دوست خود دادم كه تعجب كند ما بقى را خود خورده و به اطفال خود دادم . در اين روز كه بيست و ششم جوزا و تقريبا نزديك سرطان است خيلى تعجب است كه انار پارسال تا حال اينطور بىعيب مانده باشد . تهرانىها در نگاهدارى ميوه‌ها به غير فصل خيلى مبادرت دارند اما نمىتوانند تا اين فصل ميوه را اين‌طور نگاه دارند . تا آخر حمل آنها انار بىعيب در دكانهاى ميوه‌فروشى دارند اما در ثور و جوزا محال است كه انار داشته باشند و كنون در اينجا كه اول سرطان است سه انار بىعيب ديدم .