غلامحسين افضل الملك

135

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

و مقدّم ميدانند او نطق و بيان آنها را براى من شاهد ميآورد من در اين صورت ميگفتم كه نطق و بيان من در عربى و فارسى از او افصح و ابلغ است ، و نماز را هم نه ركعت قرار دادن هنرى نيست . منهم مىتوانم نه ركعت را هفت ركعت قرار دهم و روزه را سالى دوازده روز بگويم و مسئله ميراث و ساير احكام را باقتضاى زمان طورى ديگر قرار دهم كه داخله و خارجه بپسندند . چون سلسلهء بابيه محض سهولت كار خود معجزات و خوارق عادات تمام انبياء و اولياء سلف و خلف را منكر هستند كه كسى از رئيس آنان معجزه نخواهد ، فقط برهان خود را به بيان و نطق قرار داده‌اند در حالتى كه عربى و فارسى ايشان مغشوش و يا غلط است و عربى ايشان عجمه « 1 » دارد به كلى از فصاحت و بلاغت خارج است . من اين مقامه را بعمد نشان دادم كه اگر در بيان و نطق سخنى گويد رجحان من به او معلوم شده باشد . خلاصه آقا ميرزا محمود « 2 » با طلاقت لسان و رشاقت بيان بعضى احاديث خواند . در حال تزوير در ذكر اسم حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله بسى ادب ميورزيد و حال آنكه من از اصل عقايد رئساى مذهب بابيه مسبوقم كه ابدا بانبياء سلف معتقد نيستند و بعوام بروز

--> - حكومت امير كبير باعث زحمت دولت شدند تا اين‌كه امير كبير دستور داد سيد را در تبريز اعدام كردند . مرحوم محمود محمود در كتاب تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس جلد پنجم فصل شصت و سوم كتاب ، شرح جامعى به نقل از پرفسور ادوارد برون در باب اين طايفه دارد و همچنين دانشمند محترم آقاى بامداد شرح جداگانه‌اى در هريك از مجلدات كتاب خود راجع به على محمد باب جلد دوم صفحه 469 و ملا محمد على مريد باب جلد سوم صفحه 451 و ميرزا حسينعلى جلد اول صفحه 434 ميدهد كه از خوانندگان محترم تقاضا مىشود براى اطلاعات جامع به كتب مزبور مراجعه كنند . ( 1 ) - عجمه در اصل بمعنى گنگى است و عرب هركس را كه نميتوانسته است به عربى فصيح صحبت كند مىناميدند و در اينجا بمعنى غلط حرف زدن است . ( 2 ) - در صفحه پيش آقا ميرزا محمد نوشته است .