غلامحسين افضل الملك

133

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

اين قريه در قديم الايام يكى از نسوان محترمه كه معروفه به بىبى بوده است براى آسايش قوافل كاروانسرائى ساخته است . مرور دهور آن را خراب كرده است كه آثار آن هنوز باقى است . حاجى محمد رضاى لارى كه از ملاكين و تجار معروف تربت بوده و پدرزن حاجى امين التجار حاليه است وفات مىكند . ورثهء از پول او كاروانسراى خوبى در اينجا ساخته‌اند كه چهل حجره و ايوان دارد . از آجرهاى رباط بىبى كه خراب شده بود و آثارش هنوز باقى است در اين كاروانسرا آورده به كار برده‌اند و هرچه آجر كسر داشته باز در اينجا پخته و كاروانسرا را بپايان رسانيده‌اند . اين بىبى كه حكم بابا دارد تقريبا چهارصد سال است وفات كرده و رباط او خراب گشته است ولى حسن نيّتى كه داشته در چند سال قبل كه از پول حاجى محمد رضاى لارى در اينجا كاروانسرائى ميسازند باز باسم رباط بىبى معروف مىشود . و مثل منى كه اتفاقا از اين راه ميگذرم و محض بقاء اسم نيكوكاران ژغرافى را مىنگارم ، اسم اين زن و مرد را احيا ميكنم . پس كارهاى خير و بناهائى كه از براى آسايش نوع بشر محضا للّه ساخته مىشود نزد ما كه مخلوقيم بىاثر نمىماند ، البته نزد خالق به هيچ وجه بىاثر نخواهد بود . پس بر همه كس لازم است كه تا راه آهن به تمام ايران كشيده نشده است معتبرين مملكت در اين راه‌هاى بىآبادى خانات بسازند و خيرات به كار برند كه مردم در عبور و مرور آسوده باشند . من از مردان اين دوره مگر معدودى ، كه مأيوسم خطاب بزنان ميكنم ميگويم . اهل خيرخانه نشويد هركدام داريد خيرات به كار بريد و خانات بسازيد كه مثل اين بىبى طرف تمجيد و تحسين واقع شويد كه من نان خود را ميخورم و مجبور بتمجيد نيستم لكن در اوصاف حميدهء او شرحى مىنگارم . خداوند اين بىبى را رحمت كند . پهلوى اين رباط قريه‌ايست آباد كه انهار جاريه و آب‌هاى فراوان دارد . در هرجا كه نهرى جارى است صفا و طراوت ديده مىشود . زردالوى نورى « 1 » و توت بسيار

--> ( 1 ) - نوعى زردآلو است كه خيلى پرآب و لطيف است و مثل زردآلوى معمولى پوست سفت و كلفت ندارد .