غلامحسين افضل الملك

130

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

باز و بازه باصطلاح اهل مشهد دهنهء بين دو كوه و تنگه را گويند . هور بپارسى اسم خورشيد است آفتاب اول در اين ده تابش و نمايش دارد به اين جهت اين رستاق را بازه هور ناميده‌اند . و مختص بخورشيدش كرده‌اند . عوام آن را بازه عور گويند و توجيهى كنند ولى غلط است . در كوه طرف جنوب جائى است كه آن را « قصر دختر » گويند آثار آن هنوز باقى است . ندانم آن دختركى بوده است و من جعل كردن نتوانم . ديگر شب از رباط سفيد به طرف « شوره حصار » حركت كرديم . مسافت راه چهار فرسخ بيشتر است قدرى كه حركت شود نهر آبى ديده مىشود . به اندازه يك فرسخ و نيم بايد از ميان تنگه و رودخانه عبور كرد كه كوهها و تپه‌هاى كوچك در يمين و يسار جاده واقع است و رود آبى جارى است . در ميان تنگه يك رباط سرپوشيدهء كوچكى است كه بقالى و علافى ندارد براى حفظ سرما ساخته شده است تا آخر اين تنگه و درّه كه ميرويم جزء شهر مشهد است از تنگه كه خارج شويم جزء خاك تربت حيدرى است كه آن هم مثل مشهد جزء خاك خراسان است . از تنگه كه خارج شوى راه هموار است . گياههاى خوشبو در اكناف روئيده صحرا معطر است . تمام صحرا و كوههاى اطراف در اين موسم كه هوا گرم و آخر جوزا است سبز است . در سر سه فرسخى « قلعهء حسنخان » استكه [ ملك ] شاهزاده منتصر الملك باشد و در مشهد ساكن است و املاك بسيار دارد . او نزديك قلعهء خود رباط بسيار خوبى ساخته است تمام صحرا تا شوره حصار سبز و النك است . در شوره حصار كاروانسرائى خيلى كوچك از قديم بوده است لكن مرحوم حاجى محمد رضاى لارى ساكن تربت وصل به آن كاروانسرا ، كاروانسرائى ديگر بتازگى ساخته است كه بيست حجره دارد . شوره حصار ملك حاجى محمد ميرزا حاكم تربت است و بيست خانوار دارد . شوره حصار جزء خاك تربت است . يك نهر آب شور و يك نهر آب شيرين در اين‌جا روان است . جاى باصفائى است و غالبا در اينجا باد مىوزد كه گاهى مسافرين متأذى مىشوند . ديگر شب تنگ غروب از منزل شوره حصار به طرف شهر « تربت حيدرى » حركت كرديم . مسافت راه پنج فرسخ است . بايد از گدار سخت صعب المسلكى كه نزديك