غلامحسين افضل الملك
127
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
نفر مىشديم به تهران و كرمان احضار كرد . بعضى از اجزاء به تهران رفتند كه از آنجا به كرمان روان شوند . بعضى از راه خراسان از منازل بىآبادى كه اراضى لوت « 1 » و شنزار بود بكرمان روند تا بخدمات آنجا پردازند . شاهزاده حشمت السلطان با اندرون ايالتى بتهران رفتند . شاهزاده عين الملك و شاهزاده اعظم الدوله و شاهزاده اسعد السلطان و جناب جلالتمآب اجل آقاى نجد السلطنهء وزير به ترتيب معين بتهران رفتند كه از آنجا بكرمان آيند . شاهزاده رفعة الدوله و شاهزاده مظهر الدوله برادران حضرت ايالتى كبرى و اين بندهء نگارنده با چهل نفر ديگر از اجزاء دسته بدسته شده از راه لوت به طرف كرمان روان شديم . هريك تا تهيه سفر ديديم يك ماه و چهل روز طول كشيد . اين بنده چون همراه خود اهل و عيال و اطفال داشتم با هيچ دسته همسفر نشدم . خود با اجزاء و كسان خود بالاستقلال به طرف كرمان قصد حركت كرديم . از براى اطفال و عيال ده قاطر براى كجاوه كرايه كرديم . زنان را در هودجها نشانيده خود و نوكرها سوار بر اسبان بادپيما شده با آبدارى « 2 » و بنه مخصوص روبراه افتاديم . از رفيقان راه ميرزا تقى خان منشى مخصوص حضرت و الا شاهزاده ركن الدوله است كه او هم عزم كرمان دارد . به طور اختصار با يك نفر نوكر حركت كرد . در راه همراه بوديم . بسيار جوان مهّذبى است كه صفات حسنه دارد . و از همراهان بنده باز حاجى ميرزا احمد كاشى است كه حالى خشن و صوتى حسن دارد . نطاق است و سياحت اروپ و هند كرده بعضى اطلاعات دارد . آدمى خوب است افسوس كه كشيدن ترياك مزاج او را مغشوش كرده است . ولى بر من و همه كس لازم است كه با اين مرد رفيق همراهى كنيم و از بعضى حالات او نرنجيم . گر يكى عيبى بود با صد صفات * بر مثال چوب باشد در نبات من اگر بتهران ميرفتم و از آنجا بكرمان حركت ميكردم ، بسى سهل و آسان بود
--> ( 1 ) - لوت بتاء منقوط صحيح است و مولف اول درست نوشته و بعد خط زده و غلط نوشته است ولى در صفحات بعد متوجه اشتباه خود شده است . ( 2 ) - مقصود حيوان و وسايل چاى و قليان و نوكر مخصوص تهيه و نگهدارى آن است .