غلامحسين افضل الملك

102

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

بر سادات طبس ترحم كنند و آنها را از فرع و تفاوت عمل « 1 » بلكه از اصل ماليات ديوانى معافا فرمايند . از خداوند توفيق ميخواهيم كه ما را به اين سعادت نايل فرمايد . قاضى نور اللّه رحمت اللّه عليه در كتاب مجالس المؤمنين شرحى از سادات بنى المختار نگاشته كه من از مطالب او در اينجا اشاره كردم . صاحب لّب التواريخ كه آن كتاب مختصر و مفيد را باسم بهرام ميرزاى صفوى پسر شاه اسمعيل بهادر خان نگاشته در ذيل شرح حال امام چهارم على ابن الحسين حضرت زين العابدين مينويسد . يكى از اولاد كرام آن حضرت عبد اللّه مشهور باعرج است و سادات بنى المختار از نسل ويند و آن كتاب نزد من ضبط و موجود است . و امروز از سادات بنى المختار اسمى و شهرتى نيست و چند تن از ايشان در بلوك طبس از توابع سبزوار مشغول ملك‌دارى و زراعت و فلاحت هستند . آن شهرتها همه از ميان رفته ، امروز سادات علوى در سبزوار رياست تامه دارند . دانى كه چرا سادات بنى مختار بىنام و سادات علوى كه پناهنده ايشان بودند صاحب اسم و رسم هستند . علت آن است كه آن طايفه رشتهء علم را رها كرده متدرجا ثروت و مكنت ايشان پشت به پشت نزول يافت و سادات علوى دنبال علم را گرفتند و خود را برتبهء اجتهاد رسانيده شهرت يافتند و ثروت بردند . بزرگترين و باعلم‌ترين سادات علويه مرحوم مغفور رضوان آرامگاه حاجى ميرزا ابراهيم شريعتمدار سابق پسر مرحوم مير اسمعيل ، ابن مير عبد الغفور بن مير سيد ولى بن مير عبد الغفور اول است . اين مجتهد بزرگ در خراسان و تمام ايران مشار اليه بود . علمش سرشار و ثروتش بيشمار بود . چون اولادى نداشت و با چهار برادر خود طبعا بىميل بود تمام املاك خود را واقعه در سبزوار و جوين و نيشابور وقف بر مصارف خيريه نمود و قدرى از آن املاك را بجناب مستطاب حاجى ميرزا محمد باقر شريعتمدار حاليه كه اين صفحات در شرح حال ايشان است و او را فرزند خود ميدانستند مصالحه

--> ( 1 ) - يك اصطلاح مالياتى قديم است كه حكام علاوه از اصل ماليات هر جا ، مختصرى هم اضافه بدين عنوان ميگرفتند .