غلامحسين افضل الملك
98
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
اگر بميرند ، اين وجود محترم بدرجهاى در بلاد خراسان نافذ الحكم و مبسوط اليد و شاخص شوند كه در آن واحد بامر و نهى ايشان كارها زير و رو شود و عاليها سافلها گردد . مگر آنكه باز بىاعتنائى كنند كه پيرامون كارهاى بزرگ نگردند . تا نميرد كسى بناكامى * ديگرى شادكام ننشيند . بر مردم لازم است كه از اين فقيه بزرگ اطاعت كنند . وقتى كه شخص بقيافه تأمّل كند شمايل ايشان را مثل شمايل حكماى يونان مشاهده مىكند . مجتهدين ديگر در اين شهر هستند كه طرف وثوق هستند و حكمشان نفاذ دارد مثل شيخ اسمعيل ترشيزى در محلهء عيدگاه . لكن اهل دهات است و سيد محترم . . . مجتهد بالا خيابانى و سيد محترم . . . مجتهد محلهء سراب است لكن علمشان سرشار و به حد تكميل نيست كه نفاذ تام و تمام يابند . شرح حال اين علماء بزرگ بايد در كتب رجال نوشته شود و من حق ندارم كه در شرح علم و تقواى ايشان در اين كتاب سفرنامه چيزى نگارم به همين جهت ذكر نسب و شرح تأليفات و اسامى كتب تصنيفات ايشان را ترك داده ، مختصرا محض تيمّن در اين اوراق از اين چند مجتهد نامى بردم . مرا كه پايه و مايهء فقه و اصول چندان ، بلكه هيچ نيست حق ندارم كه تمام مقامات اين علما را بنگارم . مميز نيستم كه هريك را به ديگرى ترجيح دهم لهذا از نوشتن شرح حالات ايشان اعراض كردم ولى از نوشتن شرح حال تنى از مجتهدين بزرگ علوى كه اهل اين شهر نيستند و به اين بلد محض زيارت آمدهاند نميتوانم صرفنظر كنم و باجمال و اهمال گذرانم كه شخص محترم و وجود مغتنم هستند . ذكره احلى من الوصال و اصفى من السلسال هستند . هرچند بار كه ذكر ايشان بيشتر كنى در مذاق عارف و عامى بهتر آيد . هو المسك ماكّررته يتوضّع و ايشان طورى كامل العيار و جامع الآثار هستند كه اگر در بيانات من درباره ايشان نقصانى باشد ابدا بوجود ايشان نقصانى راه نيابد و زيانى نرسد و من با بيان ناقص و زبان كليل خود چند سطرى درباره ايشان مىنگارم و آن چند سطر را در اين كتاب واسطة العقد و زينت