غلامحسين افضل الملك
97
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
و ذوق ايشان در علوم و حقيقت امر دين ربطى بسايرين ندارد و گاهى بدون تدليس حقيقت مسائل را ابراز ميكنند ، و باينجهت رياست عامه را كنار گذاشتهاند ولى باز حكم ايشان مطاع و متبع است . ايشان فرزند مرحوم ملا عباسعلى واعظ هستند . مرحوم ملا عباسعلى را در بيست سال قبل ديدهام و مكرر پاى وعظ ايشان نشسته بودم و از بيانات ايشان حظها ميبردم ايشان از وعاظ بودند لكن هيچ عالمى به قدر ايشان علم و اطلاع بر اوضاع عرب و طرز جاهليت و سبك اسلام نداشت . جامع اخبار و حاوى آثار و محقق تاريخ اسلامى بود . مثلا چاههائى را كه در زمان جاهليت يا اسلام هركس در اطراف مكه و حجاز كنده بود كه بمردم آب برسد ، او از حفظ ، اسم آن چاهها را ميدانست و بانى او را ميگفت . كسى كه در اين جزئيات آنقدر محيط باشد معلوم مىشود كه در رئوس مسائل و تشريح غزوات صدر اسلام تا اين زمان چه قدر خبير و بصير است . مرحوم ملا عباسعلى واعظ ، برادر مرحوم حاجى ملا حسين قاضى صد خروى است كه فتح خراسان در دورهء ناصرى بواسطه ايشان بود و من شرح حال ايشان را در ضمن شرح حال جناب مستطاب ملا داود اديب ملاباشى در چند ورق قبل ذكر كردهام اينها همه از يك سلاله هستند . ديگر از مجتهدين بزرگ اين شهر كه طرف قبول خاص و عام است و نزد هركس مقبول و ممدوح شده جناب مستطاب مجتهد الزمان آقا شيخ حسنعلى مجتهد طهرانى است كه تقريبا يازده سال قبل از عتبات عاليات با طمطراقى تمام بتهران وارد شده در تهران در محلهء آب سردار كه خانه بنده در آنجاست مسند رياستى براى ايشان افراشتند و چادرها برپا كردند و عامهء مردم بايشان از روى خلوص اقتدا كردند و كار ايشان در پايتخت بسى اوج ميگرفت ، ولى ايشان ماندن در پايتخت ايران را كه مركز سلطنت است و آخر الامر كار بريا و بيدينى ميكشد براى خود صلاح نديده به اختيار بمجاورت مشهد مقدس كه شهر غربت است مايل شدند و باينجا آمدند . طرف وثوق و خلوص عموم اهل خراسان هستند . اين مجتهد بزرگ علم و زهد را بانتها درجه باهم جمع كردهاند و منكرى ندارند . و عمّا قريب يك دو نفر كه در اين شهر در نفاذ حكم و تسلط پيشقدم و پيشكسوت هستند ،