ميرزا خانلرخان

54

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

و من حساب كرده‌ام ، اين كار پانزده ميليون ليرهء انگليسى خرج دارد كه هرميليون دو كرور و هرليره دو تومان و دو هزار دينار رايج ايران است ، كه شصت و سه كرور تقريبا به پول ايران مىشود . و گفت : اين باج ذغال‌سنك كه هرتنى يك پول سياه باشد بر كسى نمودى ندارد . آن را نيز من حساب كرده‌ام ، اگر رعيت قبول كنند و بدهند ، در پانزده سال اين ميزان را پر مىكند . حال اگر وكلاى رعيت و ملت انگليس صلاح مىدانند ، اجازت دهند تا اقدام به اين عمل بشود . از او تفصيل حساب اين دو فقره را خواستند ، مدلل كرد . اجزاى پارلمنت تصديق كردند و اذن دادند كه مشغول شود و باز تا پانزده سال باج ذغال‌سنك را از قرار هرتنى يك پول سياه بگيرند . جمعيت و آبادى و هواى دودآلود شهر لندن را از اين فقره مىتوان تصور كرد كه چه قرار ذغال‌سنك در اين شهر سوخته مىشود كه با اينكه كارخانه و قورخانه و امثال ذلك در شهر لندن نيست و همه اين ذغال در خانها و بخاريها مصرف مىشود و آن هم در زمستان كه هوا سرد است ، تابستان منحصر است به مطبخ ، و اين‌قدر مىشود كه از هرسه خروار يك پول سياه مىگيرند ، در پانزده سال شصت و سه كرور مىشود . ديگر از گفتگوهاى پارلمنت ، رسيدگى به حساب سال گذشته است كه هريك از وزرا و مباشرين مهام دولتى هرقدر تنخواهى كه از خزانه ماليات گرفته‌اند ، بايد حساب جمع و خرج خود را در مجلس بنمايند . اگر باقى دارند ، مثل آنكه عرض شد يا اضافه بر ماليات سال آينده مىكنند ، يا علاوه بر قرض دولت مىشود . و اگر فاضل دارند ، يعنى آن سال مخارج كمتر بوده و از ماليات كه گرفته شده است وجهى در خزانه ماليات باقى مانده است ، آن را به قرض دولت مىدهند . اما قرض دولت عبارت از وجوهى است كه در اوقات ضرورت و سنوح « 1 » ، حوادث غيرمترقبه براى مصارف قشون و غيره از بانك‌ها گرفته خرج كرده‌اند و از بس زياد شده است نتوانسته‌اند ادا كنند . گرچه تحقيقا معلوم نيست كه قرض

--> ( 1 ) - جمع سانحه