ميرزا خانلرخان

47

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

اما آن مقدمه اينست كه دولت دانمارك سلطنتى است مستقل كه تابع هيچ دولتى نيست و سابق بر اين خيلى قوى بوده . در اين زمان نيز خود بالاستقلال دولتى است صاحب همه چيز و از طرفى حد و سيرش متصل است به حدود نمسا ، و ممالك نمسا وسعتى بغايت عريض و طويل دارد كه در اين زمان چندين پادشاه مقتدر معتبر در آن ممالك سلطنت مىكنند و چندين ايالت نيز در آن ملك داير است كه آنها اگرچه دولت معتبر هستند ولى در قبول اطاعت و حمايت هر دولت و عدم قبول مختارند . دو دولت مشهور بزرك قوى در آن ممالك است يكى دولت « پروس » ، ديگرى دولت « اتريش » . مابقى دول كوچك و ايالتها را دوش مىگويند و كليه اهل نمسا را در يرپ ، آلمان و ژرمان و به اصطلاح انگليسى « جرمن » مىگويند . و در يكى از پاىتختهاى قديم آن ممالك مجلسى دارند مثل مجلس پارلمنت انگليس كه سالى چند ماه به وقت معين ، آن مجلس باز مىشود و وكلاى همه دول قوى و ضعيف و ايالتهاى ممالك آلمان در آن مجلس جمع شده قرار كليهء امور ممالك و دولتهاى خود را مىدهند و تكاليف سايره ميانهء خودشانرا معين نموده متفرق مىشوند . و آن مجلس را كنفدراسيون ژرمانيك مىنامند ، يعنى مجلس شوراى ژرمانيها كه رجوع همه دول و ايالتهاى ممالك نمسه به آن مجلس است ، و در واقع همه تابع احكامى هستند كه از آن مجلس به صلاح و صوابديد وكلاى همه ملت آلمان صادر شود . پس از عرض اين مقدمه ، دانستن اين فقره نيز لازمست كه دو ايالت از ايالتهاى نمسا در حدود دانمارك واقع است يكى را « هولستن » ، يكى را « شلزويك » مىنامند و اينها مثل ساير دول و ايالتهاى آلمان ، هميشه رجوعشان به همان مجلس كنفدراسيون ژرمانيك بود ، تا اينكه سلطنت دانمارك به فردريك رسيد و او در سال پانزدهم جلوس ميمنت مأنوس اعليحضرت اقدس ظل اللهى ابو النصر و الظفر شاهنشاه اسلام‌پناه ناصر الدين شاه خلد اللّه ملكه و سلطانه كه اين سفارت سنيه « 1 » حسب الامر

--> ( 1 ) - مقصود خودش است .