ميرزا خانلرخان
34
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
همه كوچهها و معابر شهر خشك و پرگرد . بامها و دروديوار شهر اغلب گردآلود بود . در بازار شهر هرقسم ميوهء گرمسيرى و سردسيرى زياد بود . هندوانهء خيلى خوبى دارد زياد . ساير ميوهجاتش نيز خوب و ارزان بود . اين دولت سى هزار قشون دارد و در كمال آسودگى در ميانهء دولت عثمانى و فرنگستان زندگانى مىكند . از هردولت ، از عثمانى گرفته تا ساير دول قريب و بعيد فرنگستان ، يك كشتى جنگى با توپخانه و قشون در كنارهء دريا مقابل اين شهر لنگر انداخته ، هميشه ايستادهاند و از كشتىهاى خود بيرون نمىآيند مگر به قدر ضرورت و دادوستد كه لازم داشته باشند . اين كشتىها آنجا مقيماند و هريك با نشان و بيدق دولت متبوعهء خود هستند و ناظر حالت يكديگر و مراقب حالت مملكت . تقريبا سى كشتى به اين وضع و حالت آنجا اقامت دارد . * * * روز شنبه و يكشنبه ، ساحلى به نظر نمىآمد مگر گاهى از دور كوهى ديده مىشد و مىگذشت . * * * روز دوشنبهء هشتم ، از سه ساعتى روز كوهستان مملكت ايطاليا نمودار شد تا قريب به غروب واپور همهجا از كنار دريا قريب به دامنهء آن كوهستان سير كرد . تمام اين دامنهء كوهستان جنگل و باغستان تكتك عمارات بود ، به طرز غريبى . نه شهر بودند نه ده ، خانهائى كه به نظر مىآمد البته هريك از ديگرى دو هزار قدم ، سه هزار قدم فاصله داشت . هيچ دو خانه متصل به يكديگر نبود . البته از اول آن كوهها تا به شهر صد هزار خانه اينطور ساختهاند . در اين بينها دهات آباد هم واقع شده است كه هريك پانصد خانه ، هزار خانه يا بيشتر يا كمتر دارد . بالجمله دو ساعت به غروب مانده به اسكلهء شهر « مسينه » كه از شهرهاى معتبر ايطاليا است رسيدم . واپور آنجا لنگر انداخت . نصفشب آنجا ماند . اما شهر مسين به غايت خوشوضع ، الحاق افتاده . كوههاى آن