ميرزا خانلرخان

20

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

است . از تفليس تا اين قصبه همه‌جا راه در كنار رود « كر » است . چند ورس كه از اينجا مىگذرد از رود عبور مىكند و مىگذرد . همه‌جا از دهات و آباديهاى گرجستان عبور مىشود . ديگر تفصيل صفا و بهاى راهها و كوهها و رودها و جنگلها و بدايعى كه دولت روس در ساختن آن راهها از بريدن و تراشيدن كوهها و جنگلها و بستن سدها و پلها به كار برده به تحرير نمىآيد . بايد رفت و ديد . بعد از طى دويست و بيست و هفت ورس به قصبه‌اى رسيديم ، مسمى به « كوتائيس » كه مىتوان گفت شهر بسيار معمور معتبرى است . حاكم‌نشين گرجستان است ، بعد از تفليس . معموره‌اى به اين آبادى از قراريكه گفته‌اند ندارند . در كنار رود « رين « 1 » » واقع شده ، كمال صفا و لوازم معموريت دارد . اما رطوبت هوايش زياد و آبش ناگوار و ناسازگار است . در شب ورود آنجا تب و نوبه عارضم شد . از آنجا روز ديگر به « ماران » آمديم كه سى و پنج ورس بود . راهى دارد كه از جاهاى خوب عالم است . گويا مخصوصا خيابانى ساخته‌اند ، ابدا انحراف ندارد ، الا يك‌جا به قدر هزار قدم اندكى مورب مىشود . بقيه در يك خط مستقيم است و دو طرف راه جمعا جنگلهاى خيلى باصفا مىآيد ، تا ماران . از تفليس تا آنجا دويست و شصت و دو ورس است . هرهفت ورس يك فرسخ است . در هرفرسخى براى سه راس اسبى كه به يك عراده مىبندند ( يك ريال و چهارصد و سى و پنج دينار « 2 » ) كرايه معمول است . ماران قريه‌ايست به وضع قراء گيلان . بسيار بدآب‌وهوا . در كنار رود « رين » واقع است . * * * روز هفدهم صفر وارد « ماران » شديم . در رودخانهء « رين » كشتى بخار كوچك كار مىكند . حاضر نبود . شب هيجدهم آنجا مانديم . * * * روز هيجدهم ، در ماران نوبهء شديدى عارض شد . شب نوزدهم را نيز

--> ( 1 ) - ريون ( 2 ) - به سياق نوشته است