ميرزا خانلرخان
291
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
مصطفى قلى هيچ به مشهد نرفته و خيلى خائف است كه مبادا به او بيحسابى كنند . گفتم : ديگر راه بيحسابىها مسدود است . قرار شد روز شنبهء چهارم ربيع الاول حركت كنيم . بعد از انقضاى مجلس ، خلوت كردم . قدرى با امير در باب امور شرع بيرجند حرف زدم . قرار شد آخوند ملا على را بيارند امور شرع را به ايشان تفويض كنند . خانهء ميرزا محمد على را قرار شد به حاجى ملا على اصغر واگذارند . ديگر به ميرزا عبد الخالق سنى ندهند و ميان اين مرد و عيالش كه شيعه است به تدابير عملى تفريق كنند . روز دوشنبهء بيست و نهم صبح رفتم خانهء حاجى ملا على اصغر . گفتم در باب وقفيت خانهء ميرزا محمد على چيزى خدمت امير بنويسد ، بدهم حكم تصرف ايشان را در آنجا بگيرم . بعد آمدم منزل ، ميرزا شهاب آمد كه امير فرمودهاند از سوقاتهاى ولايتى ، از قبيل فرش و زعفران و غيره ، هرچه لازم است بفرمائيد . گفتم : اختيار با ايشان است . در باب شتر اروانه « 1 » و منوچهر غلام شرحى گفتم برود بگويد ، رفت . روز سهشنبهء سلخ تازهء قابل نوشتن نبود . روز چهارشنبهء غرهء ربيع الاول ميرزا شهاب آمد كه شترها را بردهاند به « سهلآباد » و تا روز چهارم ماه كه شما مىخواهيد برويد ، مىرسد . گفتم : چاره ندارم كه صبر كنم تا بروند بيارند براى اينكه از حمل بنه لابديم ، رفت كه بفرستد بيارند . روز پنجشنبهء دويم . تازهاى نبود ، مگر اينكه امير شبانه آدم فرستاد حيدر قلى خان پسر كوچك خود را كه به سن شانزده و هفده است با نوكرهاى او گرفتند و مغلوبا به كلاته بردهاند و اسب و اسباب او را هم ضبط كرده ، به كلاته بردند و همه را چوب فراوان زده ، حبس كردند . حاجى تاجر كرمانى را
--> ( 1 ) - شتر اروانه نوعى ماده شتر است كه براى باركشى مورد استفاده قرار مىگيرد .