ميرزا خانلرخان

289

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

روز شنبهء بيستم . صبح جواب كاغذ مستشار ، تعليقهء حضرت اجل را و جواب ارقام و الا را نوشته ، به كلاته رفتم ، به امير گفتم : شما هم جواب بنويسيد ، آدم مستشار را فردا معاودت دهيم . ديدم تحاشى دارد از اينكه ميرزاى محاسب همراه من بفرستد و مىگويد : شايد آنجا او را نگاهدارند و تنخواه بيحساب از او بگيرند . گفتم : هرگز اين نمىشود ، حساب شما را اگر بخواهند بيقاعده بكنند و سند حسابى شما را قبول نكنند من با تلگراف و با چاپار به طهران عرض مىكنم . گفت : مگر شما التفات بكنيد : گفتم من كه در مشهد كارى ندارم ، به محض انجام كار شما مىروم و تا ختم اين حساب نشود ، از آنجا نخواهم رفت . قبول كرد كه آدم همراه من بفرستد و همين‌طور هم جواب تعليقهء حضرت اشرف و نواب را بنويسند . روز يكشنبهء بيست و يكم امير عرايض خود را همانطور كه قرار شده بود نوشته فرستاد . من خواندم بردند پاكت كرده آوردند . من هم عريضهء حضرت اجل و نواب و الا را با كاغذى كه به ميرزا حيدر على خان نوشته و كاغذ آقا عبد الوهاب را جوف آن گذاشته بودم ، در پاكت مستشار الملك گذاشته ، بستم و مصحوب آدم ايشان كه آمده بود ، روانهء مشهد كردم ، هم امير و هم خودم در همهء عرايض وعده كرديم كه انشاء اللّه تا آخر صفر با ميرزاى محاسب امير و نوشته ، براى ملك التجار مشهد كه بعد از طى حساب تنخواه باقى را بدهد ، از بيرجند حركت كرده ، روانهء مشهدى بشوم . روز دوشنبهء بيست و دويم . تازهء قابل نوشتن نبود . روز سه‌شنبهء بيست و سيم . حاجى ميرزا باقر خان روانهء مشهد شد . روز چهارشنبهء بيست و چهارم . بابا خان از سبزوار مراجعت كرد ، جواب تلگراف من و امير را از حضرت اجل اشرف آورد . مضمون اينكه به فرمانفرماى خراسان نوشته شد ، صورت‌حساب قاين و سيستان را نزد تو بفرستند . حساب امير را خودت بكن . آنچه سند ديوانى دارد به خرج قبول كن