ميرزا خانلرخان

مقدمه 28

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

موضوع دهرى بودن ميرزا خانلر خان به كلى بىاساس است . چنانچه خوانندگان اين سفرنامه‌ها ملاحظه خواهند فرمود ، هيچگاه عبادات او ترك نمىشود . در عنفوان جوانى به تحصيل علوم دينى مىپردازد ، جهت زيارت به عتبات مىرود . در بيرجند با اهل تسنن مناظره داشته است . ولى چون مردى جهان‌ديده و روشن‌فكر بود ، گفتار و كردار او با موازين و معيارهاى انديشه‌هاى اشخاص فناتيك و قشرى آنزمان مباينت داشت . فى المثل هنگام اقامت در بيرجند مىنويسد : روز دوشنبهء نوزدهم جمادى الثانى 1294 ق : رفتم كلاته . ميرزا علينقى منجم آنجا بود . قدرى در باب ابطال علم نجوم با او حرف زدم . اهل مجلس همه حيران شدند و تا دو سه روز اين گفتگو در بيرجند منتشر بود كه ميرزا علينقى خيلى معتبر بود . پرواضح است كه مقصودش از علم نجوم در اينجا ، اعتقاد به سعد و نحس ايام و خوب و بدى كارها در روزهاى هفته و سال و ماه است . اين خرافات در آن‌زمان جزو معتقدات مردم شده بود . چنانچه ناصر الدين شاه به ميرزا محمود خان مشاور الملك كه تازه از اروپا برگشته و علم نجوم خوانده بود ، تكليف مىكند تقويمى برايش بنويسد . ميرزا محمود خان طبق اصول علمى تقويمى نوشته به نظر شاه مىرساند . ناصر الدين شاه پس از مطالعه آن را به گوشه‌اى پرت مىكند و مىگويد ، اينكه سعد و نحس ندارد . از آن به بعد مشاور الملك ديگر اسم نجوم و تقويم را بر زبان نياورد . غرض از نقل اين حكايات اين است كه تباين انديشه‌هاى او نسبت به همگنان مشخص شود و همين افكار روشن‌بينانه‌اش بود كه قشريها او را دهرى مىپنداشتند . * * * ميرزا خانلر خان تا سال 1315 ه - ق كه سال درگذشت اوست ، نايب اول و مدير ادارهء انگليس در وزارت امور خارجه بود .