ميرزا خانلرخان
255
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
سالى شش خروار غله مواجب از موقوفات اينجا دارند . ديگر آبادى ندارد . روز پنجشنبهء سيم . اول طلوع آفتاب از رباط شور سوار شده ، وقت ظهر وارد « تون » « 1 » شديم . شش ساعت در راه بوديم . معلوم شد شش فرسخ است . در تون در باغ عماد الملك منزل كرديم . عمارات و باغ خوبى دارد . باغش اغلب توت ابريشم است . جزئى انار هم دارد . نايب تون آمد . تداركات آورد ، نهار خورديم ، خوابيدم . عصر برخاسته رفتم مسجد جامع ، از بناهاى « ازبكيه » است و خوب مسجدى است . املاك زيادى وقف اينجاست . سالى پانصد تومان منافع موقوفات به مسجد است . از آنجا به امامزاده رفتم . در يك بقعه و مرقد دو امامزاده يكى سلطان محمد ، ديگرى سلطان ابراهيم ولدان حضرت موسى ابن جعفر سلام اللّه عليه هستند . بعد از زيارت و نماز بيرون آمديم . نايب آمد . تعريف قلعهء ارگ را كرد . رفتم آنجا . ارگ خراب شده ، يك مسجد ، يك حمام داير دارد . نايب گفت : تون و آن قلعه از بناهاى عمرو - ليث صفار است و در آن قلعه يك تاريخ ، قلعهاى بوده است كه هلاكو خان وقت محاصرهء تون ، آن قلعه را كوبيده بر سر اهلش ، و حالا معروف است به تخت هلاكو . آنجا رفتم . گفتم : اينجا را هيچ كندهايد ؟ گفت : قدغن است كسى دست نزند . گفتم : چرا ! گفت : براى احتياط كه مبادا در اينجا دفينهاى باشد و دولت مؤاخذه كند . از آنجا به منزل آمدم . ميرمعصوم بيك كه از ميرهاى اينجا است آمد . چاى خوردند ، رفتند . در ايوان امامزاده جاى سنگ لوحى ديدم كه كندهاند و جاى آن را گچ ماليدهاند پرسيدم ، گفتند : لعنتنامه بود كه اللّهوردى خان افغان كه از جانب احمد شاه افغان به مميزى اينجا آمده بود ، بر طبق لعنت صفويه نوشته و در آن سنگ نقش كرده بود كه بلوك تون از سرانه و سرشمارى معاف باشد .
--> ( 1 ) - فردوس