ميرزا خانلرخان
230
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
برادر و داماد عماد الملك . جوانك عامى بسيار فقير و بىمصرفى است چاى خورديم . شربت خورديم . برگشتيم . از درب منزل عماد الملك گذشتم كربلائى حسن دهباشى كه مهماندار ما بود گفت . عماد الملك انتظار دارد كه شما آنجا خواهيد رفت ، رفتم . مدتى نشستم . صحبتهاى فرنگستان و غيره از هردرى كرديم . آمديم منزل . عصر رفتم به بازديد آقا زين العابدين پسر آقا محمد رضاى مجتهد طبس و به او گفتم ميل دارم به عيادت آقا بروم . هروقت مناسب است خبر كنيد برويم . گفت : بسيار خوب ! روز دوشنبهء هفدهم . كاغذى به مستشار الملك نوشتم . گله و شكايت از ننوشتن جواب مراسلات و مطالب و جواب رقم و الا ، نيز نوشتم كه تا جواب از طهران نرسد ، مطالبهء قيمت جنس از امير بيحاصل است . رقم امير را هم با اين جواب دادم به غلام كه بيرجند برود ، رقم امير را برساند ، جواب آن را هم بگيرد با جواب من به مشهد ببرد . روز سهشنبهء هيجدهم . صبح رفتم بازديد زين العابدين خان پسر مرحوم ميرزا محمد على خان وزير امور خارجهء سابق كه برادرزن عماد الملك است و به اتفاق همشيرهاش به طبس آمده ، اينجا مانده است . جوانك محجوب فقيرى است . وقت عصر هم رفتم به بازديد محمد صادق خان پسر حاجى رضا قلى خان كه عموزادهء عماد الملك است . جوان خوبى است و معمم است . پسرى دارد هفت هشت ساله ، بسيار شبيه است به حسين « 1 » من . اسمش على اكبر خان است . لقبش آقابو . او را خواستم ، نوازش كردم ، صحبت داشتم ، مكتب مىرود ، قل هو اللّه مىخواند . روز چهارشنبهء نوزدهم . صبح رفتم به بازديد آقا سيد غلامحسين متولى امامزاده حسين ابن موسى عليه السلام . بالاخانه در حاشيهء خيابان دارد . جاى باصفائى است فرستادم محمد صادق خان هم آمد . مدتى نشستيم ، صحبت
--> ( 1 ) - ميرزا حسين خان محمودى اعتصام الملك ثانى پسر ميرزا خانلر خان