ميرزا خانلرخان

227

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

چندين قسم ترشىآلات خيلى ممتاز فرستاده بود . يك مجموعه خربزه هم فرستاد . دو هزار به آدمش انعام دادم . او هم به آدمهاى من كه قالى و زرشك و زعفران برده بودند ، يك قدك يزدى داده بود . وقت عصر سوار شده به باغ گلشن كه از موقوفات مير حسن خان است رفتم باغ بزرگ خوبى است . دو نهر آب خوب صاف از دو طرف خيابانش جارى است . از آنجا به باغ حاجى محمد على بيك كه صاحبكار عماد الملك است ، يعنى متصدى املاك موقوفهء « جده » و حاجى وكيل پدر عماد الملك است كه توليت آنها با خود عماد الملك است ، مدتى با او صحبت كردم . پيرمرد خوبى است . مغرب به منزل آمدم . امروز باز از بس از عبد اللّه بيك ، قرمساقى بروز كرد ، بيرونش كردم . حسينعلى هم دو روز است پيدا نيست . پيغام كرده است كه محمد جعفر به من بد گفته است ، من قهر كردم گفتم ، اعتناء به او نكند . روز چهارشنبهء دوازدهم . صبح مىخواستم منزل عماد الملك بروم آقا زين العابدين كه خود از علما و پسر آقا محمد رضاى مجتهد طبس است ، به ديدن آمد . مدتى نشست . خيلى صحبت كرديم . خيلى مأنوس آدمى است . سوادش هم خوب است . عذرخواهى از طرف پدرش كرد كه مدتى است ناخوش است و راست مىگويد . وقت عصرى آقا ميرغلامحسين متولىباشى امامزاده حسين ابن موسى عليه السلام كه در خارج شهر طبس مدفون است ، به ديدن من آمد . عماد الملك دو مجموعه خربزه و هندوانه فرستاد و احوالپرسى كرد كه دو روز است از شما خبرى ندارم . گفتم . صبح عازم منزل شما بودم آقا زين العابدين آمد عصر هم كه خود شما گفته‌ايد منزل ما گرم است بايد صبح آمد . آقا عبد الوهاب را فرستادم به احوالپرسى ، و پيغام كردم تعليقه بدهيد كه در هرمنزلى دو الاغ به اين سوارهاى قائنى كه من مرخص مىكنم بروند ، بدهند .