ميرزا خانلرخان
222
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
شبانهروزى سالى سى تومان الى بيست و هفت تومان اجاره دارد . و اما وضع قريه اين است كه يك كوهى از سنگ خارا در وسط جلگه واقع است . بالاى آن قلعهء كهنهء قديمى است كه خيلى محكم بوده است . در اطراف كوه از دامنهء آن تا پائين ، خانههاى رعيتى ساختهاند . به قدر سيصد چهار صد خانه رعيت دارد . و در اطراف خانهها تا يك مسافت ممتدى محل زراعت باغ توت براى ابريشمكارى است خيلى وضع خوش دارد ، بهطورى است كه خانهها يك دايره محيط بر كوه و اراضى زراعت ، يك دائره محيط بر خانهها . وقت عصر به قلعه رفتم . ميان قلعه اغلب خانههايش خراب شده ، سه چهار خانه باقى است . در يكى از آنها پيرمردى منحنى منزل دارد كه شغلش خشتمالى است و ثقل سامعه هم دارد . گفتند : اين نوكر و شمخالچى « 1 » و ساخلو اين قلعه است . گفتم : شمخالت را بيار ببينم ، آورد . مثل سيخ تنور آن هم فتيلهاى . ولى انبر فتيلهاش را زنگ و موريانه تمام كرده بود . گفتم : مگر اين را توى تنور مىزنى ؟ گفت : خير صاحب ! اگر توى تنور ببرم قنداقش مىسوزد . گفتم : پس چرا اينطور سياه است گفت : سالها است گوشهء اطاق مانده ، دود خورده است . خدا عمر ميرعلم خان را دراز كند امنيت است شمخال به كار نيست . گفتم : تو مواجب هم دارى گفت : بلى ! مىگويند شش تومان ، ولى گذران من از اين مىشود و دست برد به قالب خشتمالى . اينجا شنيدم چند روز پيشتر ، شخصى كه براى تجارت به اصفهان رفته ، مراجعت كرده بود . از شترهاى خود پيش افتاده به اينجا آمده و گذشته بود تنها بر اسبى سوار . روانهء خور شده و به منزل نرسيده بود . پدرش كه عليرضا نام ، شتربان مشهدى و همسايهء مستشار الملك بوده ، آمده بود ، به امير قاين عارض شده ، امير كاغذى به كدخداى اينجا نوشته بود كه يا ، رد او را از خاك خودتان بيرون كن ، يا از عهده برا .
--> ( 1 ) - شمخال نوعى تفنگ سرپر است .