ميرزا خانلرخان

220

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

نايب شنيد كه شما آمده‌ايد ، به من پيغام كرد كه هرچه لازم است ، اگر موجود است بدهند و الا از جاهاى ديگر بخرند ، بدهند و هرچه لازم بود آوردند . خيلى انسانيت كردند ، چهار ساعت و نيم به غروب مانده شترها آمدند . معلوم شد شترها بيست و چهار ساعت در راه بوده‌اند . زرافشان تشنه و مرده به منزل رسيد . چند روز است ظاهر جلد سينه‌ام خارش و سوزش بهم رسانيده ، زحمت مىدهد امروز در اين باغ براى پرهيز عوض همه چيز ، انار نرسيده خوردم تا چه اثر كند . روز سه‌شنبهء چهارم . چون ديروز دوازده فرسخ راه رفته بوديم شترها و اسبها از كار افتاده بودند ، در ارب‌آباد لنگ شديم . صبح سيدى ميرزا محمد نام از اهل « فهنوج » طبس به منزل ما آمد . تفصيلى از وضع معاملهء عماد - الملك گفت من‌جمله اينكه وقتى ميرزا عليرضا بر طبس جمع‌بندى كرده ، به اين بكوك « براكو » هرگوسفندى يك هزار و نيم جمع بسته است . حاجى ميرزا زمان خان هزار دينار كرد ، ولى وجه كمترى كه بر طبس تحميل كردند ، تجار تعارف دادند . قدرى از آن را بر رعيت تحميل كردند ، قسمتى بر گوسفند رسيد . باز همان يكهزار و نيم شد كه جمع ميرزا عليرضائى يكهزار و نيم است بدون گمرك . حاجى ميرزا زمانخانى يكهزار و نيم است با گمرك . بالجمله اسم جمع گوسفند يكى يكهزار و نيم است به هرتقدير . ولى چون آن گوسفند قديم باقى نمانده است و اين گوسفند كه موجود است ميزان سابق را پر نمىكند ، براى پركردن ميزان ، بر هرگوسفندى پنج هزار و نيم بايد وارد آورد . اينست كه حالا در اين بلوك از هربزى پنج هزار و نيم مىگيرند . چنانچه سال گذشته از حسن محمد على زينل كه او حاضر است و مشغول خدمت آب و هيزم منزل من است ، دو بز داشت و يازده هزار مىخواستند . دو بز او را به هشت هزار قيمت كردند و گرفتند و سه هزار هم نقد گرفتند و هركس گوسفندى دارد به منت گوسفند