ميرزا خانلرخان
214
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
آدمهاى الهيار خان حاكم آنجا ، انگور و خربزه آوردند . پنجهزار انعام به آنها دادم . روز پنجشنبهء بيست و نهم . صبح دو نفر از سادات سيوجان آمدند . قدرى دعا و ثنا به جهت تصديقى كه در باب قنات آنها نوشته بودم ، كردند بعد سوار شديم ، آمديم به خوسف ، دو فرسخ بود ، ولى از اينجا نمىتوان گذشت آدمهاى امير ، يعنى پنج سوار با كربلائى محمد كه همراه بودند ، پيش آمدند خانهء مرحوم كربلائى مهدى خان كه از منسوبان امير است خبر كردند ، وارد شديم . ايوانى فرش كردند . باغى هم دارد . انار و انجير خيلى ممتازى دارد . زن كربلائى مهدى خان فرستاد خيلى تعارف كرد . بعد كربلائى محمد دو مجموعه خربزه ، يك سبد انگور ، دو سبد انجير آورد . انار و انجير و خربزهء اينجا بسيار ممتاز است . خوسف جاى معتبر است ، آب و سبزه و درختش خيلى بهتر از بيرجند است . باغات و زراعات خوب دارد . قلعهء محكم معتبرى دارد . سى نفر سرباز از امير قاين در اينجا ساخلو است . خارج قلعه ، ده بزرگ خيلى خوبى است . به قدر ششصد و هفتصد خانه دارد . اغلب رعيتش عرب نخعى است . اينجا شنيدم محمد وليخان قائنى ديروز قبل از اينكه من از بيرجند سوار شوم . سوار شده به اينجا آمده پياده نشده رفته است به خور . وقت عصر رفتم به قلعه . پنج شش دست عمارت است . اغلب خراب شده . اطاقى كه در آن محمد رضا خان نخعى را كشتهاند هنوز برپاست و خونهاى او و جاى شمشيرهاى قاتلين او هنوز در ديوار اطاق باقى است . سربازهاى قراول آنجا از جلگهء سنى خانهء قاين است . در كار قراولى سخت منظماند . آنى و دقيقهاى دروازهء قلعه را باز نمىگذارند و هميشه در برجهاى چهار گوشهء قلعه نشسته كشيك مىكشند . مىگفتند اينجا جائى است كه سالها محل قشونكشى امير قاين بود و اغلب اجداد و بزرگان ماها در اطراف همين قلعه كشته شدهاند .