ميرزا خانلرخان
205
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
گفتم : حكيمباشى ؟ حالا ممكن است كه كسى به همين تدبير كه ارسطو كرده است يك اژدهائى به همان تفصيل تحصيل كند ؟ گفت : بلى ! گفتم : اين خيلى تماشا دارد . شما هم فراهم بياوريد . خلاصه مهملاتى غريب گفتند . ديگر اين روز تازهاى نداشت . روز شنبهء هجدهم . جواب كاغذهاى على اكبر خان حاكم گوناباد و حاجى حسنعلى را نوشته ، سفارش در باب ميرزا اسمعيل متولى امامزادهء كاخك نوشته ، او را روانه كردم ، رفت . ميرزا على ، نايب درخش و ميرزا مهدى صدر درخشى آمدند . آنها را ملاقات كردم . گفتگو در كار محمد وليخان با آنها كردم ، رفتند . روز يكشنبهء نوزدهم . صبح ميرزا على ، نايب درخش را خواستم . محمد ولى خان دو فقره ادعا بر او كرد . يكى اينكه قبوضى از او بيرون آورد كه از رعيت من وجه اينها را گرفته است . ميرزا على گفت : از بابت ماليات املاك تو گرفتهام . گفت : املاك من ماليات ندارد . قرار شد دفتر قاين را بيارند جمع املاك محمد وليخان مشخص شود ، قبوض ميرزا على را به خرج بنويسند تا باقى يا فاضل معلوم شود . ديگر تعليقه از امير ابراز كرد كه در سنهء لوى صادر كردهاند ، خطاب به ميرزا على كه هزار گوسفند و چند خانوارى به او واگذار كنيد اگر مستمرى او را ديوانيان به خرج قاين نوشتند ، هرچه به خرج آمد ، محسوب دارند و به كم و زياد رجوع كنند . و اگر به خرج برنداشتند ، آنوقت از عهدهء وجه مقطعى خود برخواهد آمد . ميرزا على از بابت دو سال ، قبض محمد ولى خان را ابراز كرد كه به او عايد داشته بود . محمد وليخان هم قبول كرد و گفت : بقيهء سنوات را تا حالا به من ندادهاند : ميرزا على گفت : از ديوان به خرج نيامده است . قرار شد كتابچههاى مفاصا حساب اين سنوات را يعنى از سنهء لوىئيل تا اين سيچقانئيل