ميرزا خانلرخان

198

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

روز چهارشنبهء غرهء جمادى الثانيه . صبح فرستادم آقا سيد محمد روضه خوان آمد . فقراتى به او گفتم از رسوم بد اين ولايت . گفت : از پيش خود با امير صحبت مىدارم ، براى شما خبر مىآورم . گفتم : منظور من هم همين است ، رفت . بعد از آن سيد ديگر از اهل سيوجان آمد . مدتى گفتگوى قنات را كرد ، رفت . عصر حاجى پرويز خان را ديدم در كنار باغ حياط منزل ما تفرج مىكند . تكليف كردم آمد چاى خورد . قدرى صحبت كرديم . رفت . شب باز به مطالعهء نظامى گذشت . روز پنجشنبهء دويم . منزل بودم . بعد از ظهر رفتم حمام رنگ و حنا بستم . عصر سوار شده به مزارى كه در نيم‌فرسخى بيرجند است ، و معروف به درهء شيخان « 1 » ، رفتم . بقعه‌ايست يك صورت قبر و ضريح چوبى دارد . در

--> ( 1 ) - شهادت الحامد اللّه علوى در قهستان در حدود سنهء چهارصد هجرى در تاريخ حسامى منظور است كه در عهد خلافت الطايع لله عبد الكريم عباسى و الحامد اللّه علوى با گروهى از مردمان خاندان خود كه معروف به باقريه بودند از يثرب به رى و از آنجا به خراسان آمده و در بعضى از نواحى خراسان متوطن گرديد . چندى نگذشت كه به طمع تأسيس دولتى علوى و برانداختن اساس دولت بنى العباس ، خروج كردند . چون اين خبر به طايع لله رسيد ، پسرش احمد را كه به القادر بالله ملقب بود و در آنوقت ايالت بر خراسان و ماورأ النهر داشت بفرمود لشگرى فراهم آورده به دفع آن طايفه قيام نمايد . القادر بالله سپاهى انبوه برداشته بر سر آن جماعت رفت . الحامد لله تاب مقاومت نياورده ، روى به هزيمت نهادند . بعد مىنويسد : « بطور خلاصه اينكه » به جبال قهستان كشانده شده و در نزديكى چنشت پناهنده شدند . همه‌روزه با سپاه عباسى مقاتلت مىكردند و شب بدانكوه بازمىگشتند . در اين جدال سيد حامد اللّه و دو فرزندش قاسم و عبد الجليل كشته شدند . سيد محمد كه ملقب به نقيب قائد آن قوم گرديد ، كشته‌گان را در غار نهاد و در آن را با سنگ و گل پوشاند . زنها و اطفال را از راه خور و خوزستان به عربستان فرستاد . سپس سيد محمد از شكافهاى كوه چنشت بيرون آمده راه فرار در پيش گرفت . عده‌اى از آنان به طرف قريهء بجد رفقند . سيد محمد با جمعى به طرف كوه‌پايهء بيدان و از آنجا به شعبى كه به درهء شيخان معروف شد آمدند . از گرمى هوا و خستگى و گرسنگى هريك به سايهء درختى پناه برده خوابيدند . در اين حال سپاه دشمن برسيدند و جمله را از دم شمشير گذرانيدند مگر سيد محمد كه فرار كرده به درهء بند عمر شاه پناهنده شد و بر بالاى كوه برآمد . پس از چند روز جسد او را يافتند . « نقل از كتاب بهارستان در تاريخ و تراجم رجال قائنات و قهستان تأليف آقاى حاج شيخ محمد حسين آيتى صفحه 66 »