ميرزا خانلرخان
191
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
لطف مىكنيد مرخص مىشوم ، لطف نمىكنيد خدمت شما هستم . هرفرمايش ديگر هم داريد ، حاضرم . وقت عصر رفتم به كلاته تا غروب با امير نشسته صحبت كرديم . اخباريكه داشت گفت ، آخوندزاده را براى تحصيل اخبار افغانستان به هرات و قندهار فرستادهام . او از هرات نوشته بود كه مستوفى الممالك و ميرآخور امير شيرعلى خان كه رفته بودند به كلات نصير پيش انگليسها بىنيل به مقصود برگشته و در همه شهرهاى افغانستان جار كشيدند كه جهاد است با انگليس كه محققا امير شيرعلى خان با انگليسها بر هم زده است . ديگر از تهران هم خبرى كه داشت ، رفتن معتمد الملك « 1 » به مازندران به حكومت . شب به منزل مراجعت كردم . وقت خواب باران آمد . از بام به زير آمده در اطاق خوابيدم . روز يكشنبهء بيستم . صبح هوا ابر بود و طراوتى داشت . سوار شدم در اطراف و بازارهاى شهر بيرجند را تماشا كردم . تپهء بزرگى در وسط شهر است كه آبادى قديم همه در سمت جنوب تپه بوده . كمكم آبادى زياد شده ، در سمت شمال هم بازار و خانهها بسيار ساختهاند . ولى همه خانه بايد با مشك و كوزه از قناتهاى ما بين شهر كه هردو در سمت جنوب تپه و در پاى تپه آفتابى مىشوند ، آب به خانه ببرند . در سمت شمال هم ميرزا محمد على مستوفى سابق قائن ، قناتى جارى كرده . كاروانسرا و حمام و تكيه و بازارى ساخته است . قناتش حالا آب بسيار كمى مىدهد ، آن هم شور . براى خوردن خوب نيست . به ساير شستوشوها مصرف مىشود . كاروانسرا و حمامش ، بعد از آنكه به دولت امير قائن ، خائن و فرارى شد ، باير و غيرمسكون افتاده است .
--> ( 1 ) - يحيى خان داراى القاب آجودان مخصوص ، معتمد الملك ، وزير مخصوص و مشير الدوله بود . برادر ميرزا حسين خان سپهسالار و شوهر چهارم عزة الدوله خواهر تنى ناصر الدين شاه بوده در سال 1294 به حكومت مازندران منصوب گرديد .