ميرزا خانلرخان

181

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

تعميرى شده است . ولى مع ذلك ايوانش خيلى شكستها دارد . در مسجد نماز كردم ، بيرون آمدم . پهلوى مسجد ، مدرسه‌ايست . در زمان صفويه شخص رعيت قائنى ساخته موقوفاتى دارد كه به طلاب آنجا از سالى سيزده خروار تا به پنجاه من غله ، مراتب سواد و استعداد ، وظيفه مىرسد به قدر پنجاه شصت طلبه دارد . همه خوب تحصيل مىكنند و كار مىكنند . در ايوان مدرسه نشستم . جمعى از طلاب جمع شدند . در ميانه يك بچه آخوندى بود به سن سيزده يا چهارده مكلف نبود . پرسيدم چه مىخوانى ؟ گفت : شرح لمعه را تمام كرده قوانين مىخوانم . خيلى زرنگ و حاضرجوابش ديدم . دو سه فقره از مقدمات و فقه از او پرسيدم ، خوب جواب داد معلوم شد خيلى خوب تحصيل كرده و مىكند . بسيار مستعد و حريص در تحصيل است . اسمش ملا محمد باقر « 1 » پسر ملا محمد حسن از اهل جازار از محال درخش قائن است . خيلى تازگى داشت به اين سن و اينطور باسواد و زرنگ و خوش‌سيما . تا غروب با او صحبت علمى كردم . مغرب به منزل آمدم . اما شهر قائن به قدر سه هزار خانه جمعيت دارد . اما به وضع دهات است باغستانهاى خوب خارج شهر دارد . ميان شهر خيلى كم‌درخت و خشك و خانه‌هاى پست رعيتى ، خشت و گلى ، مثل خانه‌هاى دهات دارد . اهلش هم

--> ( 1 ) - در سال 1333 شمسى كه نگارنده جهت مأموريت چند روزه به بيرجند رفته بود ، پسر ملا محمد باقر بنام حاج شيخ محمد حسين آيتى را ملاقات كرده از محضرشان درك فيض نمود . همين‌كه دريافتند اين بنده نوهء ميرزا خانلر خان هستم ، شرح مبسوطى نقل از پدرشان بيان داشتند . از جمله فرمودند : « پدرم هميشه مىگفت ما هرچه داريم از ميرزا خانلر خان داريم . اگر آن مساعدت را با من نكرده بودند موفق به ادامهء تحصيل نمىشدم » متأسفانه در روزنامهء كيهان مورخ 6 ديماه / 50 مطابق 8 ذيقعدهء 1391 ه . ق اعلام مجلس ختم مشار اليه را خوانده و بسيار متأسف شدم . در آن مجلس كه در مسجد شاه منعقد شد رفتم و فاتحه خواندم . روانش شاد باد .