ميرزا خانلرخان

170

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

رشوه گرفته ، حمايت مىكنى گفتم : تو مرا نمىشناسى و حق ندارى با من اينطور بىادبانه تكلم كنى . من فرنگستان را ديده‌ام . كسى اينطور بىادبانه در مجلس همچو شاهزاده تكلم نمىكند . گفت : من از شما عذر مىخواهم و بعد قدرى انگليسى با من حرف زد و عذرخواهى كرد و از شاهزاده عذرخواهى كرد . مراجعت كرده به منزل آمديم . تلگرافى از ميرزا سليم رسيده بود كه معاملهء خانهء ميرزا رضا نشد . پول مرا پس بدهند . صد و هفتاد تومان آن را پس گرفتم . سى تومان باقى ماند كه فردا بدهند . روز دوشنبهء بيست و سيم . صبح برخاسته ، فرستادم حاجى كاظم خان آمد . يابوهاى بنه را آوردند . تهيهء حركت فردا را ديدم . عصر منزل ميرپنجه رفتم . مغرب به ديدن اعتماد السلطنه « 1 » كه تازه آمده بود رفتم . دو ساعتى شب به منزل آمدم . امروز كاغذى از جهاندار ميرزا « 2 » سلطان حسين آورد كه شاهزاده خانم به مشهد مىخواهد بيايد . من هم با او مىآيم . جواب تلگراف كردم كه مكرر گفته‌ام ، اين حركت حالا بيمعنى است از قائن آدم و پول و مال مىفرستم به قاعده بيايند . حركت از مشهد به سمت قائن روز سه‌شنبهء بيست و چهارم . صبح ميرزا مصطفى طبيب حافظ الصحه چهار مثقال يدوردو پتاس يك مثقال دواى شيرين جوش ، سيزده نخود اپيكا - براى من فرستاد . هشت هزار قيمت يدور را كه نوشته بود دادم . بعد آدم فرستادم سى تومان كه از بابت دويست تومان در تلگرافخانه مانده بود گرفتند آوردند . بعد رفتم خدمت نواب و الا تعليقه كه از حضرت اجل در باب جنس سيستان و

--> ( 1 ) - محمد حسن خان اعتماد السلطنه پسر حاج عليخان مقدم مراغه‌اى حاجب الدوله ( 1259 - 1313 ه . ق ) مترجم و مؤلف معروف زمان ناصر الدين شاه ، روزنامه‌خوان شاه بود ( 2 ) - برادرزن ميرزا خانلر خان و پسر جهانگير ميرزا دولتشاه