ميرزا خانلرخان
108
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
آمد . به او گفتم ملزومات رفتن چه چيزهاست ؟ گفتند : به چشم همه را مهيا مىكنم . نهار خورده روانهء منزل شدم . بعضى اسباب سفر را گفتم بردند مرتب كردند . اسبها را نعلبندى كردند . وقت عصر رفتم به مجلس روضهء متولى باشى ، تا غروب آنجا بودم . از آنجا آمدم منزل رستم خان وضو ساختم به حرم مشرف شده ، نماز و زيارت كرده ، حالا كه دو ساعت و نيم از شب رفته است به منزل آمدم . خاورى بخارى را آتش كرده ، نشسته چرت مىزند و من روزنامه مىنويسم . روز جمعهء بيست و پنجم . قبل از طلوع صبح به حمام رفته ، رنگ و حنا بسته خوابيدم . بعد از طلوع آفتاب بيرون آمده به حرم مشرف شدم . مهر ثبت حسين را تبرك كردم . بيرون آمده رفتم منزل رستم خان . مشغول جمعآورى و بستن باروبنهء خودش بود . اللّه محمود بخارائى آنجا آمد . عريضهاى با او براى معرفى او خدمت حضرت اجل اكرم سپهسالار « 1 » اعظم نوشتم ، او رفت . كاغذى هم به حسين « 2 » نوشته مهر ثبت او را ميان پاكت گذاشته به عبد الحسين خان دادم كه برساند . آنجا بودم تا نهار آوردند . دو مجموعه حاضرى ، يعنى
--> ( 1 ) - ميرزا حسينخان مشير الدوله ( سپهسالار ) پسر ميرزا نبى خان قزوينى در سال 1286 ق سفير ايران در دربار عثمانى بود . عبد اللّه مستوفى در كتاب « شرح زندگى من » جلد اول چاپ دوم صفحه 109 شرحى از حسن رفتار او نقل مىكند . ميرزا خانلر خان در روزنامهء سفر لندن 1280 ق از حسن سلوك ميرزا حسينخان مشير الدوله بسيار تمجيد مىكند . سپهسالار در سال 1288 ق به صدارت مىرسد . در سال 1290 ق بواسطهء سعايت جمعى از شاهزادگان كه منافع شخصيشان بخطر افتاده بوده ، با توطئهء قبلى همين كه شاه از سفر اروپا به بندر انزلى مىرسد ، عزل او را از صدارت خواستار مىشوند . ناصر الدين شاه اجبارا با استعفاى او موافقت مىكند و او را به وزارت امور خارجه و جنگ منصوب مىنمايد . ( 2 ) - ميرزا حسينخان پسر ميرزا خانلر خان كه در اين سال هشتساله بود .