ميرزا خانلرخان
96
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
رفتم . حسين خان پسر اصلان خان سرتيپ توپخانه كه براى هفت هزار تومان بقيهء اقساط قائن رفته بود و مراجعت كرده آنجا آمد . بعضى اخبار قائن را گفت . ازجمله گفت كلات نصير خان را انگليس به غلبه گرفت . از آنجا به بازديد ميرزا محمد حسن امين وظايف و حاجى اسكندر خان كه منزل او نازل شده بود رفتم . پنج ساعت به غروب مانده به منزل آمدم . يكى از خانزادههاى كابل به منزل من آمده نشسته بود ، به دلالت يكى از نوكرهاى سابق من كه در مشهد مىزيست . خيلى اظهار خصوصيت و مهربانى كرد . شب را منزل من ماند . فرستادم از رستم خان عذر خواستم كه امشب مهمانى رسيد نتوانستم منزل شما بيايم . خانزادهء كابلى قليان ترياك بسيار مىكشيد . شب را به صحبتهاى افغانستان گذرانديم . صبح روز شنبهء دوازدهم . حمام رفته غسل كرده بيرون آمدم . در بام خانه زيارت عاشورا خواندم . خانزادهء كابلى رفت ، وعده كرد كه كنيز كرد خيلى ممتازى كه گفت دارم ، براى من بيارد ، بخرم . بعد از رفتن او ، منهم سوار شده به درب خانه خدمت نواب و الا ، شاهزادهء والى رفتم . مستشار الملك آنجا در حضور ، يعنى پيش روى نواب و الا نشسته ، مشغول تحرير بود . محمد باقر خان نامى كه به رسولى به هرات رفته و آمده بود ، ايستاده اطلاعات خود را عرض مىكرد . محمد تقى خان ، برادرزن متولىباشى هم كه در خدمت و الا جنرال آجودان حضور است ، ايستاده بود . من كه داخل شدم ، نواب و الا به جائى كه بالادست آنها بود ، اشاره كرد . آنجا ايستادم . فرمودند احكام فلانكس را برطبق احكام دار الخلافه بنويس . بعد مستشار الملك براى منشى تقرير كرد . خلاصه اينكه فقرهء حساب سهساله كه در احكام طهران نوشته شده ، دو سالش كه با شما نبوده ، با محمد جعفر خان و صمصام الملك بوده است . حساب يك سال ديگر را هم كه شما پرداخته ، مفاصا داريد . صورت آن مفاصاها را ممهورا به ميرزا خانلر خان بدهيد به طهران بفرستد و عمل جنس دوساله را هم