هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )

65

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )

يا رئيس خيل به ترتيب وارد ميشوند و سردار دست خود را بسوى ايشان دراز مىكند تا آن را ببوسند و تابعين نيز لب و پيشانى بر پشت دست سردار مىنهند . از اين پس پذيرائى در سكوتى عميق و شكوهمند فروميرود و مدعوين مىنشينند و بدنبال آن رئيس به خارجى خطاب مىكند و چندبار مىپرسد كه حالش چه‌طور است و چه مىكند ، و طرف مقابل ، با اصطلاحات تعارف‌آميز و متداول برئيس جواب مىدهد . سپس مهمان با همان اسلوب و روش ، از حال خانواده و دوستان سردار مىپرسد و حتى از سلامتى پيروان سردار كه در جلسه حضور دارند ، به ترتيبى كه سر خود را بسوى آنان مىگرداند و نشان مىدهد كه مشتاق و آرزومند كسب چنين اطلاعاتى است . ايشان در مقابل سر خود را بعنوان تصديق و رضامندى تكان مىدهند و سرانجام تشريفات بانجا خاتمه مىيابد كه تازه‌وارد باز سوالاتى چند از رفاه حال خانوادگى و خيل ، تابعين و دوستان سردار مينمايد . بلوچها طبيعتا بسيار راحت‌طلبند و در صورتى كه باشتغالاتى نپردازند تمام روز را به لم دادن و رفتن از گدانى بگدان ديگر مىگذرانند ، چليم « 1 » مىكشند و قمار ميكنند . عده بسيارى به عادت مضر جويدن بنگ و افيون معتادند ولى هرگز نه ديده‌ام و نه شنيده‌ام كه بلوچى مشروب سكرآور آشاميده باشد و يا الكلى باشد . به نظر مىآيد كه عرق يا مشروبات الكلى ديگر در آنجا يافت نشود و عادت زشت مستى و الكليسم بين اين مردم ديده نشده است . انواع غذاى آنها عبارتست از نان گندم و نان‌جو ، برنج ، انواع خرما ، پنير و ماست ترش و شيرين كه ماست ترش و دوغ را بر ماست شيرين ترجيح مىدهند و سوپى مركب از دل Dholl يا نخود كه آن را با فلفل سرخ يا ساير ادويه تند چاشنى زده‌اند و در صورت امكان گوشت شتر جوان يا گوشت شكار به آن اضافه مىكنند . از بين سبزيها پياز و سير و برگ و ساقه انقوره را بر ديگران ترجيح داده آن را قدر مىنهند و اين سبزيها را در روغن يا كره داغ كرده و يا با آن مىجوشانند ، معمولا بيك ياد وزن قناعت كرده زندگى خود را

--> ( 1 ) - نوعى قليان