هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )

63

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )

مسلمان سنىمذهبند و نسبت به شيعه « 1 » نفرت و دشمنى ديرينه و جبلى دارند و چنان تحت تأثير اين عقيده هستند كه اگر كسى با دين مسيحيت در بلوچستان ظاهر گردد خطرات كمترى از شيعه بودن دارد . مهمان‌نوازى بلوچ ضرب المثل است ، و تقريبا مهماندوستى خصلتى است كه در بين تمام افراد بلوچ اين سرزمين وجود داشته و همه‌گير مىباشد . دله‌دزدى عملى مطرود و سرقت نفرت‌آورترين عمل محسوب مىشود . وقتى پيشنهادى بكنند و تعهدى نمايند ، و يا قولى بدهند كه جان و مال شخصى را حفظ نمايند و يا براى محافظت جان و مال كسى قراردادى به‌بندند تا پاى جان در انجام قول و قرار خويش ايستادگى مىكنند و جز مرگ ، هيچ‌چيز آنانرا از ايفاى تعهد باز نخواهد داشت . از رؤسا و بزرگتران قوم اطاعت مىكنند و اين اطاعت با تمايل و نشاطى خاص پذيرفته شده از آن با آغوش باز استقبال مىكنند . اما به ظاهر اطاعت و پيروى از رؤسا و ما فوق چيزى است كه به صورت آداب نزاكت از كوچكى بافراد قوم ياد داده شده است و بيشتر بر اين تمايل مبتنى است كه هر فرد طايفه ميخواهد از احترام طايفه و سنن آن حمايت كند زيرا در بسيارى از موارد مشاهده كردم كه حتى در پيش چشم روسا اعمالى انجام دادند كه با اطاعت محض از روسا منافات داشت . از نظر سنن خانه و خانوادگى بلوچها تقريبا همه بهم شبيهند . معمولا در گدان يا چادرهائى كه از نمد سياه و يا پارچه موئى و زبرى ساخته شده زندگى ميكنند . چادرها بر روى استخوان‌بندى چوبى ( تركه‌اى ) و يا ديركهائى كه از چوب درخت گز ( درختچه‌هاى گز ) ساخته شده برپا مىگردند . از اجتماع چند گدان ده يا تومان بوجود مىآيد و ساكنين تومان يا ده يا جمعى از چادرهاى بلوچ را خيل ( انجمن . جامعه ) مىنامند . از طرز تشكيلات و اوضاع عمومى خيل‌ها چنين برمىآيد كه يك طايفه ممكنست بتعداد

--> ( 1 ) - سنىهاى بلوچ معتقدند كه جانشينان پيغمبر به ترتيب عبارتند از ابو بكر . عمر . عثمان و على و آنانرا خليفه برحق مىدانند ولى شيعه‌ها فقط بامامت على معتقدند .