هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )

35

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )

آنان در شهر به حدى است كه كليدهاى دروازه شهر هنگام شب به برهمن عالى سپرده مىشود . از اين برهمنان در اين شهر فراوان بودند و در مراسم مذهبى پيشوائى هندوانى را دارند كه در Pagoda ( معبد جامعه هندوان ) مراسم هدايا و مذهبى را نسبت به كالى ( Kalee ) خداى خود انجام ميدهند . به نظر ميرسد كه اغلب اين پيشوايان مذهبى از جمله عياش‌ترين افراد باشند . در اين فصل كه ما در آنجا بوديم كارى نداشتند جز آنكه بدور آتش بنشينند و به كشيدن و جويدن بنگ « 1 » و ساير مواد مخدر و سكرآور بپردازند . فسق و فجور و افراط در عياشى و بيكارگى علائم پيرى زودرس و بيماريهاى گوناگون را بر چهره آنان نقش كرده بود . بازار شهر توسط هندوان پر از مال التجاره و پررونق است . دو آسياب در شهر وجود دارد كه توسط نهرى كه از ميان دره مىآيد مىگردند . هفتم فوريه - صبح زود مشاهده كرديم كه مشگهاى آب يخ زده‌اند ، همراهان جرات نداشتند زودتر از ساعت 8 از اطاق بيرون بيايند . بهرحال حوالى ساعت 8 حركت كرديم و از سرزمين صحرائى باز و سرد ، از راهى بسيار بد و سنگلاخ كه متناوبا از روى مرتفعات و از ميان دره‌ها مىگذشت پس از طى 50 ميل بدهى بنام سهراب يا سورياب Sooriab كه در دشتى به همين نام قرار داشت رسيديم ، وقتى به اين محل رسيديم ساعت 9 شب بود . پس از غروب آفتاب هوا بقدرى سرد شد كه بناچار از شتران پياده شده ضمن راهنمائى حيوانات خسته‌وكوفته و گرسنه ، خود را با راه‌پيمائى گرم مىكرديم . وقتى بده رسيديم يك براهوئى مينگل كه در خانه‌اش آتش عظيمى برافروخته بود ما را جا داد و خود و خانواده‌اش به منزل همسايه رفتند . دره سهراب به طول 30 يا 40 ميل و بعرض ده تا بيست ميل نسبتا دره وسيعى است ، رودخانه‌اى كه از چشمه‌هاى كوهستان سرچشمه

--> ( 1 ) - Cannabis Stativa