هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )
23
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )
مهماننواز و بىتزوير كه درعينحال روح غارتگرى و درندهخويى هم بر سرشتش حاكم است و مانند ساير افراد بلوچ اين صفات جزو سرشت ذاتى و اجتماعى وى پرورش يافته است . رحمت خان مكرر بريشش قسم خورد كه اگر سعى مىكرديم به پيشرفت خود در سرزمين بزنجا ادامه دهيم تمام افراد ما را نابود مىكرد . لحظهاى بعد با چهرهاى جديد و بدون شوخى از ما خواست تا هفتهاى در ده او مهمان باشيم ، دعوتى كه بىشك برايمان مفيد بود و بايد از آن استفاده مىكرديم . در جواب ضمن تشكر گفتيم نظر ما آن است كه سريع بجلو برويم و آرزومنديم اين مسافرت بدون وقفه و برخورد بمانعى انجام گيرد او از اينكه ما را بخشيده است از ته قلب خنديد و خوشحال بود كه با وى به بلا برمىگرديم . گرچه قصد جم از احضار رحمت خان كمك و مساعدت بما و تأمين سلامتى و رفع خطر از ما بود ولى از اينكه چنين فرد وحشى و درنده را براى حفاظت ما خواسته بود ناراحت شديم و عمل ويرا كار احمقانهاى شمرديم و فكر مىكرديم اگر از آغاز مستقلا طرح مسافرت از بلا بكلات را ريخته و اجرا مىكرديم بهتر بود . ناگهان رحمت خان گفت ، « آيا فكر مىكنيد هميشه در ميان جماعت و افراد نومرى لس هستيد ؟ نه ، شما بايد بلوچ باشيد و براى حفاظت خودتان به من توجه كنيد . اگر رحمت بخواهد ، حتى يك خرگوش صحرائى نمىتواند از سرزمينش عبور كند ، ولى وقتى قسم بخورد و قول بدهد كه امنيت و سلامت شما را تامين كند از هيچ عاملى نبايد بترسيد . بعلاوه او به قسم و پيغمبرش مومن و وفادار است » . او را مطمئن كرديم كه بقولش بىنهايت احترام مىگزاريم و شكى نداريم كه وى وسايل و لياقت حفاظت ما را دارد . در اثناى روز با جم ملاقات كرديم . وى رحمت خانرا از قصد ما مطلع كرده اظهار داشت كه بعنوان حق الزحمه عبور از منطقه بزنجا و حفاظت ما در آن ناحيه 60 روپيه برايش دريافت داشته است . رئيس بزنجا بىپرده و صريح اظهارنظر كرد كه چون نمايندگان تاجر مهم و معتبرى نظير سوندرجى بوديم بدون شك بايست براى عبور و تامين ما مبالغ بيشترى پرداخت ميشد . جم در جواب گفت نرخى كه تعيين شده عادلانه است