هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )
20
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )
بناگهان در مسير كنجكاوى جم قرار گرفته است ولى خود را نمىبازد و همان داستان اصلى را كه ما نوكران سوندرجى هستيم بيان مىكند و جم را مطمئن مينمايد كه در حرفش صادق است . جم سپس مىپرسد كه ما چهقدر حقوق مىگيريم و آيا ممكنست بهزينه خودمان دو عدد تفنگ كوچك و يا ديواركوب از بمبئى براى وى فراهم نمائيم . تولشا جواب داده بود كه خواسته رئيس را بما خواهد گفت و متعاقبا از خدمت رئيس مرخص شده بود . ما تولشاه را بنزد جم بازفرستاديم و به او گفتيم كه بجم بگويد ، قول صددرصد نميدهيم ليكن در بازگشت بهند كوشش خواهيم كرد تا اشياء مورد حاجتش را تهيه كرده و به بلا بفرستيم . حوالى عصر ، ديوان ، چهار پنج سفارشنامه براى ما آورد كه همه آنها خطاب بروساى مختلفى بود كه در جنوب كلات و در مسير ما به سمت كلات مستقر بودند . اين نامهها درواقع فرامين جم به آن روسا بود و براى ما همه آنها را بصداى بلند خواند . در اين شب راناست به سونمنى بازگشت و ما يك قطعه پارچه گلدار و يك دوربين و مقدارى اشياء كمقيمت ديگر بعنوان تحفه و تشكر بوى داديم . رانا مردى فوق العاده با تربيت و خوشمعاشرت بود و درواقع بايد در ازاى خدمتى كه بما كرده بود پاداش بهترى به او ارزانى مىداشتيم ولى مقررات و روش ما چنين عملى را روا نميداشت .