هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )
12
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )
شكى نيست كه منظور و مقصود حقيقى ما تنها تفحص و بررسى اوضاع كشور است تا در نتيجه آن كمپانى كه مقاصد جنگى وارد و كشتى دارد در كار و نقشه خود موفق گردد . او متذكر بود كه در سال پيش نيز يك سفير سياسى با مخارج زياد و به همين منظور به سند اعزام شده بود ليكن امير آن را نپذيرفت و كوشش انگليسها را خنثى كرد . آنطور كه مىگفت تولشا به اين اظهارات مثبت و يقين ، بسادگى جواب داده و با ارائه مدارك و توصيههائى حاكى از نمايندگى ما از جانب سوندرجى ، راناست را از شبهه و ترديد بيرون آورده و چنين به نظر مىآمده است كه راناست هم قانع شده بود . ولى ما محض احتياط بيشتر به تولشا ياد داديم تا در موقع مناسب ذهن اجارهدار را روشن نمايد كه محرك نوشتن اين نامه از جانب دورانداترسى بوده است كه فكر ميكرده نكند در تحت حمايت حكومت بريتانيا ( سوندرجى ارباب ما خدمتگزار آن بود ) بندر ياسونمنى ، كليه يا قسمتى از بازرگانى را كه از طريق كراچى در سند انجام مىشود به خود اختصاص دهد . در حدود ساعت يك و نيم بعد از ظهر جهت شرفيابى بحضور جم دنبال ما فرستادند . جم در دربار خود يا تالار شرفيابى تقريبا با يكصد و پنجاه نفر از ملازمان نشسته بود . بايد دانست ملازمان دائمى جم معدودند ولى جمعيت زياد فعلى ، براى تشفى حس كنجكاوى و ديدار ما جمع شده بودند . با ادب و احترامات بسيار زياد پذيرفته شديم ، جم در موقع ورود پيش پاى ما برخاست و هنگامى هم كه سالن را ترك كرديم باز چنين نمود . در جريان محاورات با كنجكاوى و زيركى سوالات فراوان و متعددى در باب مذهب ، عادات و آداب و فرق مذهبى انگليسها نمود و پرسيد آيا انگليسها و فرانسويها شبيه هم مىباشند ؟ جم اظهار كرد كه اغلب از رعاياى خودش كه در هند ساكن بودهاند از جنگ ما با آن ملت و از مقام عالى ما در درياها مطالبى شنيده است و پرسيد كه آيا هنوز هم آن قدرت گذشته را داريم ؟ همچنين نام پادشاه انگلستان را پرسيد و درباره روش و تشكيلات و وسعت نيروى دريائى و ارتش ، فاصله پايتخت انگليس از قسطنطنيه ، شكل حكومت و نظاير آن سوالاتى كرد .