هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )

مقدمه 15

مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )

بخش هفدهم : روز خوشبختىآور - پيام‌آورى از شيراز - ده رباط - اراضى بين راه - قلعه باغين - راه طولانى - رسيدن به قلعه آقا - سرزمين - بازار - رئيس - سوءظن او نسبت بمولف - ادب - قلعه پاقلعه - راه شهر يزد - راه پر از راهزنان - احتياطات قبلى - كتل‌ها يا معابر - شهر مينان - از غارها تشكيل يافته است - توصيف آن - ساكنان آن - مسلمانان مبتدع هستند - عقايد ايشان - آزاد گذاشتن مردم در عقايد مذهبى - در ايران بيشتر از هرجا - علت شرح داده مىشود - عادات مردم مينان - راه ادامه مىيابد - سرزمين - شهر بابك - باغهاى زيبا - محصول ميوه فراوان و باورنكردنى - بازارها - شكل شهر - مقر نايب الحكومه - رسيدن برباط - راه اصلى - دشت حاصلخيز و غنى - تنباكو و گل سرخ - سيدهاى رباط - مرد محترم - نزاع مضحك - كشتىگيرى - ده خراه - دشت لم‌يزرع - قلعه خونسار - رود آب شور - پيدايش آن و دشت - سرزمين پرمنظره - ايلات - دره رمانتيك خونسار - ده مزار - بىبازار - پيشروى - توقف - راه بد - گردنه ارسنجان - از كى به اين اسم ناميده شد - شهر ارسنجان - باغها - رودها - ده كنجان - رودبند امير - حاصلخيزى و ثروتمندى نواحى مجاور - راه - كانالها - عمق زياد - پل بند امير - وضع خراب آن - احساسى بر اين رودخانه - حقيقتى كه بخاطر آن ثابت گرديد - مؤلف به شيراز ميرسد - توجه كارگزار يا پيشكار - ملاقات او و شاهزاده - دلايلى كه باستناد آن مؤلف شرح سفر خود را خاتمه ميدهد - باغ جهان‌نما - مقبره حافظ - خروج از شيراز - شهر زرقان - پرسپوليس - راه سرحد - مرز ايالت فارس - شهر يزد خواست - سرماى شديد در شب - توقف در اصفهان - كاپتن كريستى هم‌سفر مؤلف به او مى