هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )
مقدمه 7
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )
هندو - تعجب - تومان پر از بوى بد انقوزه . 122 - 107 بخش هفتم : قاصد از كلات ميرسد - كاپتن كريستى آماده حركت مىشود - دستوراتى بمؤلف - روز ناميمون - صحبت درباره آن . نتيجه نامطلوب - سردار از چگونگى برادرزادهاش صحبت مىكند - خواهش - رضايت و موافقت - قرارها - يأس - سرزنش سردار بواسطه حرفهاى پوچ او - جواب او - باد تند - ماسه - بيم از معطلى بيشتر - نادر است - كاپتن كريستى مؤلف را در نوشكى باقى ميگذارد هداياى او بسردار - دليل تقديم هدايا - روز غبارآلود و پر از باد - توجه سردار - باران سنگين - وضع ناراحت مؤلف - قاصد دوم از كلات - نامهها - اخبار بسيار مهم از نظر مؤلف - سندىها در كلات - اعلاميه - اقداماتى براى دفع نتايج - استخدام راهنما - رهائى از معطلى - لطيفه - نوشتن بهندوئى كه در كلات گذاشته بوديم - پيغام به سردار - تعجب او - توبيخ - چگونه خاموش شد - نامهها 133 - 123 بخش هشتم : نامهها - مولف از نوشكى خارج مىشود - سپاسگزارى - گروه - سلاحها - گنبدى در صحرا - روايتى درباره يك شهر - سنگهاى كنار راه - اسب رستم - زحمت و مشقت حملونقل آنها - دشت - ده كاريز - تومان براهوئى - نوشكى - بخش - ساكنان - سردار - عايدى او - كى جدا شد - تومان - گدان - شرح دقيق - مغازهداران هندى - احساس ترس آنها از بلوچها - شرح مختصر منش بلوچها - مولف به تب دچار مىشود - رودخانه بال - راه - مرمر - گياه انقوزه - آب - جنگل - راه و مسافت - بناهاى خارق العادهاى