آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
252
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
ساير فواكه و مرباها وفور داشت . ساقىها كه پسرهاى كوچك بودند با لباسهاى جلف به هركسى كه ميل داشت شراب مىدادند . در ختم مجلس اشخاصى كه در بيرون بودند به صداى بلند يا على مىگفتند . » تشيع شاهان صفوى بهمعناى وفق دادن شرابخوارى و ذكر على است . 22 . در صفحه 156 : « سفير كبير ما و سايرين دو ساعت در آن مانديم . بعد براى ما نهار يك قاب پلو آوردند . اين غذا عبارت است از برنج آبپز با گوشت مرغ و گوسفند و روغن و بادام و شكر . اگرچه اين غذا خيلى ساده و كم بود ولى ظروف آن خيلى قشنگ و از طلاى خالص بود . » مردك شكمو ، برنج و گوشت و مرغ و گوسفند و روغن و بادام و شكر را يكجا خورده بعد مىگويد : « غذا خيلى ساده » بود . 23 . بهعنوان آخرين نكته بگوييم كه يادش بهخير ، سالهاى قبل كه محصل دبستان بوديم و تاريخهاى كلاس پنجم و ششم را دكتر خانلرى نوشته بود و در قطعى بزرگ چاپ شده بهدست ما مىدادند ، موقعى كه به دورهء صفويه مىرسيديم ، حضرت خانلرى ابتدا شرح دلگداز و جانخراشى از تعديات و ظلم و جور تركان عثمانى داده و خلاصه با ظهور شاه اسماعيل صفوى و بعدها آمدن شرلىها به ايران ، جورى در ذهن ما تأثير مىگذاشت كه ما بچه محصلهاى از