آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
228
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
سياسى و ملى محروم بود . جهانى شدن قدرت خلافت عثمانى در قرن نهم و تسلط تدريجى آن بر سرتاسر آسياى صغير و بالكان و سوريه و گسترش آن را بهسوى شرق و مآلا بهسوى ايران نويد مىداد و ظاهرا مانعى معنوى و سياسى براى اين گسترش ديده نمىشد . ايرانيان كه متدين به اسلام و مذهب اهل سنت و جماعت بودند مانعى در راه اطاعت از يك مركز سياسى كه خود را پرچمدار اسلام و حامى حرمين شريفين مىخواند نمىديدند و به هرحال حكومت قوى يك دولت بزرگ اسلامى بهتر از حكام قبيلهاى بود كه اهداف و آمالشان از حد جمع مال و غصب املاك مردم تجاوز نمىكرد . ظهور دولت صفوى ناگهان اين وضع را برهم زد . دولتى با آرمانهاى مذهبى و سرشار از جذبه و عاطفهء شديد دينى تشكيل شد كه با بسيارى از آرمانهاى عميق نهانى مردم ايران موافق بود . حب خاندان على كه در جبههء مظلوميت و طلب حق بودند با بغض خلفا و واليان مستولى كه قهرا در حكومت خود جانب حق و عدالت را مراعات نمىكردند قرنها در رگ و پى مردم ريشه دوانده بود . . . دولت صفوى زيركانه از اين آمال و آرمانهاى عميق باطنى بهرهبردارى كردند و مهارت و نبوغ سياسى خود را آشكار ساختند . جنيد و حيدر كه بيشتر در پى كسب قدرت بودند از مذهب تسنن كه مذهب اجدادشان بود دست برداشتند و به تشيع گرويدند . . . اگرچه تأسيس حكومت صفوى را در ايران به شاه اسماعيل نسبت مىدهند ولى در حقيقت اين جد او جنيد و پدرش حيدر بودند كه اين حكومت قوى و پديدهء شگرف را در شرق پىافكندند و اگر مساعى توأم با صبر و استقامت و نقشههاى ماهرانهء اين دو تن نبود شاه