آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
211
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
راضى كند ، سر آنتونى شرلى را به خدمت خويش پذيرفت و او را به فرماندهى دستهاى از كشتىهاى جنگى اسپانيايى مأمور درياى مديترانه كرد كه در آنجا « با تمام قوا و به ارادهء شخصى خود در خشكى و دريا با قواى دريايى عثمانى و هلند درآويزد . » سر آنتونى شرلى كه مدتها دربار ايران را از خويشتن بىخبر گذاشته بود از فرصت استفاده كرده و بىدرنگ نامهاى به شاه عباس نوشت تا او را از مأموريت تازه و بزرگ خود آگاه سازد . نامهء او در ماه جمادى الاخر 1017 ق . ( 1608 ميلادى ) به اصفهان رسيد و به دستور شاه عباس پس از چند روز جواب نامهء سر آنتونى شرلى را تهيه كرده و براى وى فرستادند . سر آنتونى شرلى پس از آنكه خبر فرماندهى خود را در نيروى دريايى اسپانيا براى شاه عباس فرستاد در سال 1016 ق سفرى به بندر ناپل از بنادر ايتاليا كرد و در آنجا عضو شوراى دولتى شد . سپس در سال 1019 ق ( 1610 ميلادى ) به شهر مادريد بازگشت و در آنجا با برادر خود رابرت شرلى كه از جانب شاه عباس به دربار فيليپ سوم آمده بود مصادف گشت . از آن پس تا 25 سال از او اطلاع كاملى در دست نيست همينقدر مىدانيم كه حقوقى از پادشاه اسپانيا مىگرفته و با فقر و تهىدستى به سر مىبرده تا آنكه در سال 1635 م . ( 1045 ق ) پس از 67 سال زندگى درگذشته است . از جمله نكات جالب توجه سفارت حسينعلى بيگ و شرلى وقوع حادثهء ناگوارى در نزديكى ليسبون مىباشد از اين قرار كه با هيئت سفيران ايران روحانىاى نيز از اصفهان همراه شده بود تا مراقب اعمال دينى اعضا سفارت باشد . اين بيچاره را يك مرد متعصب