آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
206
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
( Clement ) بر سر دوكنشين « فرارا » اختلاف داشت درآيد . و به اين قصد از انگلستان عزيمت كرده و به هلند مىرود و از آنجا به كلن ، نورنبرگ و اوگوستا در آلمان مىرسد . ولى قبل از رسيدن به ايتاليا پاپ كلمنت « فرارا » را فتح كرده و در نتيجه مأموريتش بىنتيجه مىماند . از اين به بعد روايات مختلف است ، از اين قرار كه بنا به نوشتهء استاد نصر الله فلسفى : « كنت اسكس به آنتونى شرلى پيشنهاد مىكند كه به ايران رفته و شاه عباس را به جنگ با دولت عثمانى و اتحاد با كشورهاى عيسوى مذهب اروپا برانگيزد و نيز براى بازرگانان انگليسى از شاه عباس امتيازات خاصى تحصيل كند . » ولى بنا به روايت اصل سفرنامه پس از اينكه در شهر اوگوستا به آنتونى شرلى خبر مىرسد كه دوك فرارا « اظهار تبعيت به پاپ نموده به اين واسطه محاربات به انتها رسيده است » از اوگوستا « چاپارى كرده » به ونيز مىرود و در آنجا قريب سه ماه استراحت مىكند و بنا به گفته رابرت شرلى : « در مدتى كه ما در ونيز بوديم اتفاقا سر آنتوان با يك تاجر ايرانى كه براى خريدن بعضى امتعه كه در مملكت ايشان نبود از قبيل ماهوت انگليسى و اقمشهء پشمى و كتانى از جانب شاه ايران به اينجا آمده بود ، آشنا شده صحبت نموديم . اين تاجر از شوكت و جلال پادشاه خود تعريفها كرد كه نهايت خوشآيند سر آنتوان واقع شد . معهذا سر آنتوان خيال رفتن به آن صفحات را نداشت ، بلكه به سمت ديگر مىخواست سفر كند . ولى در همين اوقات اتفاقا سياح بزرگى به نام آنجلو ( Angelo ) كه تازه از دربار شاهنشاه ايران مىآمد به ونيز رسيد و از عظمت و جلال پادشاه ايران و رشادت او و رأفت و مهربانى او نسبت به خارجه سخن رانده تعريف كرد و به سر آنتوان