آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
198
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
خان كه با آباء كرملى دوستى ديرينه داشت منعقد شود . در اين مجلس شيخ الاسلام و مدعيان ديگر قريب يك ساعت با هزار و يك وسيله از تهديد و تطميع خواستند از ترزا اقرار به اسلام بگيرند ، ليكن او همچنان تعلق قلبى خود را به آيين مسيح آشكار مىنمود و قدمى از جادهء ايمان به حضرت مريم و پسر او فراتر نمىنهاد . چون مخالفين مأيوس شدند قدغن كردند كه ترزا از خانهء پيشكار امام قلى خان بيرون بيايد و در واقع در آنجا در حبس نظر باشد ولى خانم به اين قدغن اعتنايى نكرد و با آباء كرملى به منزل ايشان برگشت . مدعى ازدواج با ترزا دست از تعقيب خيال خود برنداشت و چون با آن وسايل به مقصود نرسيد اينبار به زور و عنف متوسل شد و جماعتى از نوكران خود را به صومعهء آباء كرملى فرستاد تا ترزا را بجويند و به فشار و زور به خانهء او بياورند . كشيشان كرملى كه قبلا ترزا را به يكى از صومعههاى ارامنه فرار داده بودند از محل اقامت او اظهار بىاطلاعى كردند . بههمين جهت نوكرهاى مذكور به آزار كشيشان كرملى پرداختند و عدهاى از ايشان را پيش آن كس كه مىخواست ترزا را به زور به ازدواج خويش درآورد ، بردند و او آنچه آنان را شكنجه و عذاب كرد نتوانست از پيش پناهگاه ترزا با خبر شود . البته اين قضايا بدون اطلاع امام قلى خان و شاه عباس كه در اصفهان نبود صورت مىگرفت . عاقبت شيخ الاسلام مزبور در اين باب به امام قلى خان فشار آورد . امام قلى خان در جواب گفت كه اين قضيه به او ارتباطى ندارد و در اين باب بايد به رستم خان حاكم قزوين